در كوچه باغ شعر پارسی
دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مرا با خود آشنا کن
ای هم گریه‌یِ دور
تا گل تنهایی‌ات را
ببویم و از غصه لبریز شوم

مرا با خود آشنا کن،
تا تلاوت كنم
دلتنگیهای مه گرفته ات را
در سكوتی كه هم كلام می شود
با دریا و آه و ابر

مرا با خود آشنا کن،
تا بدانم پیشه ات چیست
که این گونه ماهرانه قاب گرفته ای
تنهایی هایت را در غم صدایت

مرا با خود آشنا کن
تا هم گریه شوم با تو
در شبی بارانی
كه هر قطره قطره اش
رویای سلامی است از تو
بر بغض های تعبیر شده ام
مرا با خود آشنا كن



تاریخ تاسیس : 1390.10.24

نویسندگان
نظرسنجی
به اشعار کدام یک از شاعران ذیل علاقه مند هستید؟












فقط نه کوچه باغ ما، فقط نه اینکه این محل

احاطه کرده شهر را، شعاع مهربانیت


بازدید کننده گرامی :

از  حضور گرم و صمیمی شما در کوچه باغ شعر پارسی بی نهایت سپاسگزارم و لحظات خوبی را برای شما همراهان عزیز آرزومندم . تمامی اشعار این وبلاگ متعلق به شما عزیزان می باشد و در صورت تمایل، کپی اشعار بلامانع می باشد . لطفاً در نظر سنجی وبلاگ شرکت و با نظرات و پیشنهادات سازنده خود بنده را در افزایش سطح کیفی مطالب یاری رسانید .

در صورت ناخوانا بودن اشعار خواهشمند است در این قسمت کلیک و فونت مربوطه را دانلود و در قسمت فونت های سیستم خود ذخیره نمایید . با سپاس فراوان






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 آذر 1391

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پسِ پرده نهان است
 
گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنرِ گامِ زمان است
تو رهرو دیرینه یِ سر منزلِ عشقی
بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است
آبی که برآسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
باشد که یکی هم به نشانی بنشیند
بس تیر که در چله یِ این کهنه کمان است
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن روست که خونابه فشان است
دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچه یِ ایام دلِ آدمیان است
دل بر گذر قافله یِ لاله و گل داشت
این دشت که پامال سواران خزان است
روزی که بجنبد نفس باد بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است
ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
دردی ست درین سینه که همزاد جهان است
از داد و داد آن همه گفتند و نکردند
یارب چه قدر فاصله یِ دست و زبان است
خون می چکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من می کنم افشردن جان است
از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود
گنجی ست که اندر قدم راهروان است





نوع مطلب : هوشنگ ابتهاج، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار هوشنگ ابتهاج، آرشیو کامل اشعار،
جمعه 31 مرداد 1393

میدانی؟
نباید "سین" سلامم را بر خاک دستانت می کاشتم
که رویای جوانه زدن با تو
برای یک عمر سرگردانی من کافی بود...





نوع مطلب : زهرا صادق زاده، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار زهرا صادق زاده، آرشیو کامل اشعار،
سه شنبه 14 مرداد 1393

به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت
دلی که کرده هوای کرشمه های صدایت
نه یوسفم نه سیاوش به نفس کشتن و پرهیز
که آورد دلم ای دوست، تاب وسوسه هایت
تو را ز جرگه یِ انبوه خاطرات قدیمی
برون کشیده ام و نهاده ام به صفایت
تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست
نمی کنم اگر ای دوست سهل و زود، رهایت
گره به کار من افتاده است از غم غربت
کجاست چابکی دست های عقده گشایت؟
به کبر شعر مبینم که تکیه داده به افلاک
به خاکساری دل بین، که سر نهاده به پایت
"
دلم گرفته برایت" زبان ساده یِ عشق است
سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت





نوع مطلب : حسین منزوی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : اشعار استاد حسین منزوی، آرشیو کامل اشعار،
سه شنبه 7 مرداد 1393

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود

آب از تماس با عطشم شعله‌ور شود

آنگاه بی‌مضایقه‌تر نعره می‌کشم

تا آسمان ِ کَر شده هم با خبر شود

آن‌قدرها سکوت تو را گوش می‌دهم

تا گوشم از شنیدن ِ بسیار کَر شود

تو در منی و شعرم اگر «حافظانه» نیست

«عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود»

آرامشم همیشه مرا رنج داده‌ است

شور خطر کجاست که رنجم به سر شود؟

مرهم به زخم ِ بسته که راهی نمی‌برد

کاشا که عشق مختصری نیشتر شود





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار محمد علی بهمنی،

نه من سراغ شعر می‌روم
نه شعر از منِ ساده سراغی گرفته است
تنها در تو به شادمانی می‌نگرم ری‌را
هرگز تا بدین پایه بیدار نبوده‌ام.

از شب که گذشتیم
حرفی بزن سلامنوش لیمویِ گَس

نه من سراغ شعر می‌روم
نه شعر از منِ ساده سراغی گرفته است
تنها در تو به حیرت می‌نگرم ری‌را
هرگز تا بدین پایه عاشق نبوده‌ام
پس اگر این سکوت
تکوین خواناترین ترانه‌ی من است
تنها مرا زمزمه کن ای ساده، ای صبور!

حالا از همه‌ی اینها گذشته، بگو:
راستی در آن دور دستِ گمشده آیا
هنوز کودکی با دو چشمِ خیس و درشت، مرا می‌نگرد؟!





نوع مطلب : سید علی صالحی، 
برچسب ها : دیر آمده‌ای ری‌را! باد آمد، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار سید علی صالحی، آرشیو کامل اشعار،

تیره گون شد کوکب بخت همایون فال من

واژگون گشت از سپهرِ واژگون اقبال من

خنده یِ بیگانگان دیدم نگفتم درد دل

آشنایا با تو گویم گریه دارد حال من

با تو بودم ای پری روزی که عقل از من گریخت

گر تو هم از من گریزی وای بر احوال من

روزگار اینسان که خواهد بی کس و تنها مرا

سایه هم ترسم نیاید دیگر از دنبال من

قمریِ بی آشیانم بر لب بام وفا

دانه و آبم ندادی مشکن آخر بال من

بازگرداندم عنان عمر با خیل خیال

خاطرات کودکی آمد به استقبال من

خرد و زیبا بودی و زلف پریشان تو بود

از کتاب عشق اوراق سیاه فال من

ای صبا گر دیدی آن مجموعه گل را بگو

خوش پراکندی ز هم شیرازه آمال من

کار و کوشش را حوالت گر بود با کارساز

شهریارا حل مشکلها کند حَلال من





نوع مطلب : استاد شهریار، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار استاد شهریار، آرشیو کامل اشعار،

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم

و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم

از دل تنگ گنهکار برآرم آهی

کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم

مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست

می‌کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم

بگشا بند قبا ای مه خورشید کلاه

تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم

خورده‌ام تیر فلک باده بده تا سرمست

عقده دربند کمر ترکش جُوزا فکنم

جرعه یِ جام بر این تخت روان افشانم

غُلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم

حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا

من چرا عشرت امروز به فردا فکنم





نوع مطلب : حافظ ، 
برچسب ها : غزل شماره 334، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار حافظ، آرشیو کامل اشعار،

بیا یک روز به قبرستان نیچه برویم

و روی مزارِ نیچه

دو دسته گل بابونه بگذاریم

و بگوییم :

ما از دیار زرتشت می‌آییم،

پیامبری که

خدایش هرگز نمی‌میرد!





نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار حسین پناهی، آرشیو کامل اشعار، زندگینامه حسین پناهی،
سه شنبه 27 خرداد 1393

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید

گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید

گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز

گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید

گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم

گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد

گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد

گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت

گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد

گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد

گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید





نوع مطلب : حافظ ، 
برچسب ها : غزل شماره 231، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار حافظ، آرشیو کامل اشعار، دكلمه شعر،
جمعه 23 خرداد 1393

" آدم " اگر بودم 

به هوای چیدنِ سیب سرخ لب هایت 

و پرسه بین گندم زار طلایی موهایت 

بی درنگ می فروختم بهشتم را

هبوطی در کار نیست 

 

آدم هم نباشم، از نسل آدمم

چه کسی می تواند انکار کند 

نقطه ضعف های ارثی ام را؟ 

وسوسه یِ سیب و گندم را؟ 

 

نگاهم که می کنی

لبخند که می زنم

نفس که می کشیم در هوای هم

 

فراموشم می شود

داستان آدم و بهشت را

و تاریخ تکرار می شود.





نوع مطلب : برگزیده هایی از شعرا، 
برچسب ها : شعری از نفیسه سادات موسوی، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : برگزیده هایی از شعرا، آرشیو کامل اشعار،
پنجشنبه 22 خرداد 1393

جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی

بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی

صد نامه فرستادم، صد راه نشان دادم

یا راه نمی‌دانی، یا نامه نمی‌خوانی

گر نامه نمی‌خوانی خود نامه تو را خواند

ور راه نمی‌دانی در پنجه ره دانی

بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کس

با سنگ دلان منشین چون گوهر این کانی

ای از دل و جان رسته دست از دل و جان شسته

از دام جهان جسته بازآ که ز بازانی

هم آبی و هم جویی، هم آب همی‌جویی

هم شیر و هم آهویی هم بهتر از ایشانی

چند است ز تو تا جان تو طرفه تری یا جان

آمیخته‌ای با جان یا پرتو جانانی

نور قَمری در شب، قند و شکری در لب

یا رب چه کسی یا رب اعجوبه ربانی

هر دم ز تو زیب و فر از ما دل و جان و سر

بازار چنین خوشتر خوش بدهی و بستانی

از عشق تو جان بردن وز ما چو شکر مردن

زهر از کف تو خوردن سرچشمه حیوانی





نوع مطلب : مولانا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : اشعار حضرت مولانا، آرشیو کامل اشعار،
دوشنبه 19 خرداد 1393

من از این عابران کوچه و بازار می ترسم

از این ابلیسهای در نقاب یار می ترسم

در این شهر آنقدر از پشت خنجر خورده ام خاتون

که حتی از تو، از من، از در و دیوار می ترسم

به هر کس دل سپردم جای یاری زخم کینم زد

چه داری زندگی، دست از سرم بردار می ترسم

به جرم از تو گفتن سایه ام درخاک و خون غلطید

و تنها ماندم اینجا بین این اغیار، می ترسم

ندارم ترسی از مردن، برایم مرگ آزادیست

من از این زنده بودنهای خفت بارمی ترسم

تو می دانی کسی حرف مرا اینجا نمی فهمد

همه خوابند در این شهر و من بیدار می ترسم

نه جای ماندنی مانده نه پای رفتنی زین شهر

اسیرم مثل مرغی خسته در رگبار می ترسم

شبی بی شبهه میرقصد، اسیر دست بادی سرخ

تن بی جان من بر ریسمان دار می ترسم





نوع مطلب : برگزیده هایی از شعرا، 
برچسب ها : شعری از جواد شیرعلیزاده، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : برگزیده هایی از شعرا، آرشیو کامل اشعار،
یکشنبه 18 خرداد 1393

من از هجوم وحشی دیوار خسته‌ام
از سرفه‌هایِ چرکی سیگار خسته‌ام
دیگر دلم هم برای تو پَر نمی‌زند
از آن نگاه رذل طمع دار خسته‌ام


اشعار من مُحلل بحران کوچه نیست
زین کرکسانِ لاشه به منقار خسته‌ام
از بس چریده‌ام به ولع در کتاب‌ها
از دیدن حضور علفزار خسته‌ام


چیزی مرا به قسمت بودن نمی‌برد
از واژه دو وجهه‌ای تکرار خسته‌ام
از قصه‌هایی گرم و نفس‌های سرد شب
از درس و بحث خفته در اشعار خسته‌ام


هر گوشه از اطاق، بهشتی‌ست بی‌نظیر
از ازدحام آدم و آزار خسته‌ام
اینک زمان دفن زمین در هراس توست
از دست‌هایِ بی‌حس و بی‌کار خسته‌ام


از راز دکمه‌‌های مسلط به عصر خون
از این همه شواهد و انکار خسته‌ام
قصد اقامتی ابدی دارد این غروب
از شهر بی‌طلوع تبهکار خسته‌ام


من در رکاب مرگ به آغاز می‌روم
از این چرندیات پُر آزار خسته‌ام
من بی‌رمق‌ترین نفس این حوالی‌ام
از بودن مکرر بر دار خسته‌ام


من با عبور ثانیه‌ها خُرد می‌شوم
از حمل این جنازه‌یِ هوشیار خسته‌ام





نوع مطلب : برگزیده هایی از شعرا، 
برچسب ها : شعری از اندیشه فولادوند، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : برگزیده هایی از شعرا،
جمعه 16 خرداد 1393

زخم ها بسیار اما نوشداروها کم است

دل که می گیرد تمام سِحر و جادوها کم است

هر نسیمی با خودش بوی تو را آورده است

بادها فهمیده اند اعجاز شب بوها کم است

تا تو لب وا می کنی زنبورها کِل می کشند

هرچه می ریزی عسل در جام کندوها کم است

بیشتر از من طلب کن عشق من آماده ام

خواهش پرواز کردن از پرستوها کم است

از سمرقند و بخارا می شود آسان گذشت

دیگر این بخشش برای خال هندوها کم است

عاشقم، یعنی برای وصف حال و روز من

هرچه فال خواجه و دیوان خواجوها کم است

من همین امروز یا فردا به جنگل می زنم

جرأت دیوانگی در شهر ترسوها کم است





نوع مطلب : برگزیده هایی از شعرا، 
برچسب ها : شعری از رضا نیکوکار، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : برگزیده هایی از شعرا، آرشیو کامل اشعار،
چهارشنبه 14 خرداد 1393

خاطره ای در درونم است

چون سنگی سپید درون چاهی

سر ستیز با آن ندارم، توانش را نیز

برایم شادی است و اندوه

در چشمانم خیره شود اگر کسی

آن را خواهد دید

غمگین تر از آنی خواهد شد

که داستانی اندوه زا شنیده است

می دانم خدایان، انسان را

بدل به شیئی می کنند، بی آن که روح را از او بر گیرند

تو نیز بدل به سنگی شده ای در درون من

تا اندوه را جاودانه سازی.





نوع مطلب : آنا آخماتووا، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار آنا آخماتووا، آرشیو کامل اشعار،
چهارشنبه 14 خرداد 1393

این شعرها دیگر برای هیچ کس نیست

نه، در دلم انگار جای هیچ کس نیست

آنقدر تنهایم که حتی دردهایم

دیگر شبیهِ دردهای هیچ کس نیست

حتی نفس‌های مرا از من گرفتند

من مرده‌ام در من هوای هیچ کس نیست

دنیای مرموزی‌ست ما باید بدانیم

که هیچ‌کس اینجا برای هیچ‌کس نیست

باید خدا هم با خودش روراست باشد

وقتی که می‌داند خدای هیچ‌کس نیست

من می‌روم هر چند می‌دانم که دیگر

پشت سرم حتی دعای هیچ‌کس نیست





نوع مطلب : نجمه زارع، 
برچسب ها : زنده یاد نجمه زارع، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار نجمه زارع، آرشیو کامل اشعار،
جمعه 9 خرداد 1393

دلم برای تو می سوزد،

که این شبها گوشه ای می نشینی و فکر می کنی

اگر اتاق ها گوشه نداشته  باشند

با تنهایی ات چه کنی؟

 

برای خودم،

که این شب ها تا به تو فکر می کنم

حلقه ای دستِ چپم را پیر می کند

و تاریکی این خانه اگر

کفاف پنهان کردن اشک‌هایم را ندهد، چه کنم؟

برای او

که این شب ها بیشتر اگر روزنامه نخواند، چه کند؟

 

دلم می سوزد

و شما،

آقای محترم،

شما که چه نسبتی با این خانم دارید؟

این زن میان تمام نسبت های خودش گیر کرده‌ست

مثل کوهنوردی مُرده، میان کوه و دره گیر کرده‌ست

و آنکه از سقوط به اعماق درّه نجاتش می دهد،

مگر چند سال

با جنازه‌ای بر پشت زندگی می‌کند؟





نوع مطلب : لیلا کردبچه، 
برچسب ها : مجموعه کلاغمرگی، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار لیلا کردبچه، آرشیو کامل اشعار،
سه شنبه 6 خرداد 1393

طرح اندام تو انگیزه یِ معماری هاست
دلت آیینه یِ ایوان طلاکاری هاست

باید از دور به لبخند تو قانع باشم
اخم تو عاقبت تلخِ طمعکاری هاست

جای هر دفتر شعری که در آن نامت نیست
توی تاریک ترین گوشه یِ انباری هاست

نفس بادصبا مشک فشان هم بشود
باز بوی خوش تو رونق عطاری هاست

با تو خوشبخت ترین مرد جهان خواهم شد
گرچه این خواسته یِ قلبی بسیاری هاست

گاه آرامم و گاهی نگران، دنیایم
شرح آشفته ای از مستی و هشیاری هاست

نیمه یِ خالی لیوان مرا پُر نکنید
دل من عاشق اینگونه گرفتاری هاست





نوع مطلب : برگزیده هایی از شعرا، 
برچسب ها : شعری از رضا نیکوکار، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : برگزیده هایی از شعرا، آرشیو کامل اشعار،
جمعه 2 خرداد 1393

ای دل ز زمانه رسم احسان مطلب
وز گردش دوران سر و سامان مطلب
درمان طلبی درد تو افزون گردد
با درد بساز و هیچ درمان مطلب





نوع مطلب : خیام، 
برچسب ها : رباعیات حکیم خیام، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار خیام، آرشیو کامل اشعار،
جمعه 26 اردیبهشت 1393

خوابم می آید،

اما

باید دوباره تمام کتاب کواکب را دوره کنم

بی گلایه و گریه که نمی توان

به دیدار دیار دور رؤیا رفت.

 

باید به رکعت سکوت و صدای کبوتر فرو شوم

باید به پنجره یِ باز و پرواز پوک پَر بیندیشم

به جریمه های نانوشته یِ جمعه های کودکی

به گلوی گرفته و گریه یِ گیتار

به طنین ترانه و طبل تندر

باید به حقارت ابرها بیندیشم

به بیم بارش باران

به سرود ساکت اشک.

 

خوابم می آید اما،

باید به اندازه یِ گریه یی کوتاه هم که شده

به تو بیندیشم

شاید نگاه گرم تو

در لابه لای این همه رویا

یا در خیالِ این همه خمیازه گم شده باشد.


چه کنم؟ زیبا جان

باید بیابمت

به این گریه های گاه به گاه بالش و بستر

خو کرده ام دیگر.





نوع مطلب : یغما گلرویی، 
برچسب ها : مجموعه گفتم بمان ! نماند، شعر شانزده، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار یغما گلرویی، آرشیو کامل اشعار،
سه شنبه 23 اردیبهشت 1393


( کل صفحات : 22 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به كوچه باغ شعر پارسی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای در كوچه باغ شعر پارسی محفوظ است