تبلیغات
در كوچه باغ شعر پارسی - زندگینامه فروخ فرخزاد
در كوچه باغ شعر پارسی
دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مرا با خود آشنا کن
ای هم گریه‌یِ دور
تا گل تنهایی‌ات را
ببویم و از غصه لبریز شوم

مرا با خود آشنا کن،
تا تلاوت كنم
دلتنگیهای مه گرفته ات را
در سكوتی كه هم كلام می شود
با دریا و آه و ابر

مرا با خود آشنا کن،
تا بدانم پیشه ات چیست
که این گونه ماهرانه قاب گرفته ای
تنهایی هایت را در غم صدایت

مرا با خود آشنا کن
تا هم گریه شوم با تو
در شبی بارانی
كه هر قطره قطره اش
رویای سلامی است از تو
بر بغض های تعبیر شده ام
مرا با خود آشنا كن



تاریخ تاسیس : 1390.10.24

نویسندگان
نظرسنجی
به اشعار کدام یک از شاعران ذیل علاقه مند هستید؟











زندگینامه فروغ فرخزاد :

       

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی

و از نهایت شب حرف میزنم

اگر به خانه من آمدی برای من

ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه

که از آن به ازدحام کوچه‌یِ خوشبخت بنگرم.


تولد و دوران نوجوانی :

فروغ الزمان فرخ زاد در هشتم دیماه سال 1313 در محله امیریه تهران از پدر تفرشی و مادری کاشانی‌تبار پا به عرصه وجود نهاد. پدرش محمد فرخ زاد یک نظامی سختگیر بود و مادرش زنی ساده. او فرزند چهارم یک خانواده نه نفری بود. چهار برادر به نامهای امیر ، مسعود، مهرداد و فریدون و دو خواهر به نامهای پوران و گلوریا.

فروغ احساس تند ، قدرت مطالعه ، تحقیق استعدادهای شعری را از پدرش گرفت و از مادر سادگی و صفا را . پدر شعر می خواند و او با علاقه گوش می داد که با ابیات آشنا شود استعدادهای فروغ در نوجوانی به حدی بود که معلم انشای او باور نمی کرد که خودش انشاهایش را بنویسد. کودکی و نوجوانی را در خیالات هوایی و کودکانه سر کرد . پس از اتمام دوران دبستان به دبیرستان خسروخاور رفت. در همین زمان تحت تاثیر پدرش که علاقمند به شعر و ادبیات بود قرار گرفت و کم کم به شعر روی آورد و دیری نپائید که خود نیز به سرودن پرداخت.

خودش می گوید که " در سیزده چهارده سالگی خیلی غزل می ساختم ولی هیچگاه آنها را به چاپ نرساندم. "

 

ازدواج با پرویز شاپور :

در 23 شهریور سال 1329 در حالی که 16 سال بیشتر نداشت با نوه خاله مادرش پرویز شاپور ( طنزپرداز ایرانی ) که 15 سال از او بزرگتر بود ازدواج کرد. این عشق و ازدواج ناگهانی بخاطر نیاز فروغ به محبت و مهربانی بود. چیزی که در خانه پدری نیافته بود. پس از پایان کلاس سوم دبیرستان به هنرستان بانوان می رود و به آموختن خیاطی و نقاشی می پردازد.

فروغ پیش از ازدواج با شاپور، با وی نامه‌نگاری‌های عاشقانه‌ای داشت. این نامه‌ها به همراه نامه‌های فروغ در زمان ازدواج این دو و همچنین نامه‌های وی به شاپور پس از جدایی از وی بعدها توسط کامیار شاپور و عمران صلاحی در کتابی به نام "اولین تپش های عاشقانه‌ی قلبم" منتشر گردید.

 برای مشاهده نامه ها به این قسمت مراجعه فرمایید

در سال 1332 با شوهرش به اهواز می رود. دیری نمی پاید که اختلافات زناشوئی باعث برگشت فروغ به تهران می شود حتی تولد کامیار پسرشان نیز نمی تواند پایه های این زندگی را محکم سازد. سرانجام فروغ در سال 1334 از شوهرش جدا می شود.

پس از جدایی از شاپور، فروغ فرخ‌زاد، برای گریز از هیاهوی روزمرگی، زندگی بسته و یکنواخت روابط شخصی و محفلی، به سفر رفت. او در این سیر و سفر، کوشید تا با فرهنگ غنی اروپا آشنا شود با آنکه زندگی روزانه‌اش به سختی می‌گذشت. وی در این دوره زبان ایتالیایی و همچنین فرانسه و آلمانی را آموخت. سفرهای فروغ به اروپا، آشنایی‌اش با فرهنگ هنری و ادبی اروپایی، ذهن او را باز کرد و زمینه‌ای برای دگرگونی فکری را در او فراهم کرد.

 

كتابهای شعر :

فروغ با مجموعه‌های اسیر (سال 1331) ، دیوار (1336 ) ، و عصیان (1338) در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد.

مجموعه تولدی دیگر شامل ۳۱ قطعه شعر است كه در سال 1341 سروده شده‌اند منتشر می شود. اشعار وی در این کتاب تحسین گسترده‌ای را برانگیخت؛ پس از آن مجموعه نیمه تمام ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر نمود تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران به عنوان شاعری بزرگ تثبیت نماید.

 

فعالیتهای سینمایی :

در سال ۱۳۳۷ سینما توجه فروغ را جلب می‌کند و در این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا می‌شود و این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر می‌دهد. فروغ فرخزاد از طرف شركت گلستان فیلم ، در سال 1338  به انگلستان سفر کرد تا در کارهای تشکیلاتی فیلم مطالعه کند.

پس از بازگشت از سفر نخستین کوششهای خود را در زمینه فیلمبرداری آغاز کرد و پس از تهیه مقدمات ساختن چند فیلم مستند بکار پرداخت و سفری به خوزستان کرد.

موسسه فیلم کانادا از گلستان فیلم در سال 1339 خواست که درباره مراسم خواستگاری در ایران فیلم کوتاهی بسازد و فروغ در این فیلم بازی کرد و خود در آن فعال بود و در سال 1340 قسمت دوم فیلم زیبای ، آب و گرما  را تهیه کرد.در همین سال در تهیه صدای فیلم، موج و مرجان و خارا به کارگردانی ابراهیم گلستان ، گلستان فیلم را یاری داد.

او برای صفحه نیازمندیهای کیهان یک فیلم یک دقیقه ای ساخت که در نوع خود این اثر قابل تحسین بود . همچنین پیوند فیلم ، یک آتش که در سال 1341 در دوازدهمین جشنواره ی فیلم های کوتاه و مستند و نیز در ایتالیا شایسته ی دریافت مدال طلا و نشان برنز شد .

در سال 1341 در تهیه ی فیلم دریا ، گلستان را یاری کرد و خود نیز بازی کرد که متاسفانه ناتمام ماند . فروغ در سال 1341 فیلم درخشان ، این خانه سیاه است را از زندگی جذامیان ساخت . این فیلم درزمستان سال 1342 برنده جایزه بهترین فیلم مستند از فستیوال جهانی اوبرهاوزن آلمان شد .

ناقدان و سینماگران بزرگ و نام آوران جهان از این فیلم تجلیل کردند . چهاردهمین فستیوال فیلم اوبرهاوزن آلمان جایزه بزرگ خود را برای فیلم مستند به یادبود فروغ نامگذاری کرد . نامگذاری جایزه بهترین فیلم های مستند به نام فروغ ادای حرمتی بود به این هنرمند بزرگ ایرانی و توفیق او در هنر و انسانیت هیئت مدیره فستیوال شاعر جایزه بزرگ خود را از نخستین جمله های فراموش نشدنی فیلم این خانه سیاه است برگزید و در سال 1342 در نمایشنامه شش شخصیت در جستجوی نویسنده اثر لوئیچی پیراندلو بازی کرد .

گفتنی است که در سال 1344 از طرف یونسکو فیلمی نیم ساعته و از برناردو برتولوچی فیلمی پانزده دقیقه ای، در رابطه با زندگی فروغ ساخته شد . در سال 1345 فروغ بار دیگر به ایتالیا سفر کرد و در دومین فستیوال سینمایی مولف در شهر پزارو شرکت کرد و در همین سال از کشور سوئد به او پیشنهاد برای ساخت فیلم داده شد .


پایان زندگی :

سرانجام همه  ثانیه های عمر فروغ این بود که در سی و دو سالگی24 بهمن سال 1345 به هنگام رانندگی در اثر انحراف اتومبیلش از مسیر به دلیل جلوگیری از برخورد با ماشین حامل دانش آموزان دبستان شهریار قلهک در خیابان لقمان الدوله به بیرون پرت شد که ابتدا به بیمارستان هدایت قلهک و بعد به بیمارستان رضا پهلوی تجریش منتقل شد وسرانجام پیش از هر اقدام پزشکی جان سپرد . پیکرش را در روز 26 بهمن سال 1345 در گورستان ظهیرالدوله در دربند تهران هنگامی که برف می بارید به خاک سپردند

آرزوی فروغ از زبان خودش: آرزوی من آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آن ها با مردان است. من به رنج‌هایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی عدالتی مردان می‌برند، کاملا واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم درد‌ها و آلام آن‌ها به کار می‌برم.







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به كوچه باغ شعر پارسی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای در كوچه باغ شعر پارسی محفوظ است