تبلیغات
در كوچه باغ شعر پارسی - زندگینامه حسین پناهی
در كوچه باغ شعر پارسی
دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مرا با خود آشنا کن
ای هم گریه‌یِ دور
تا گل تنهایی‌ات را
ببویم و از غصه لبریز شوم

مرا با خود آشنا کن،
تا تلاوت كنم
دلتنگیهای مه گرفته ات را
در سكوتی كه هم كلام می شود
با دریا و آه و ابر

مرا با خود آشنا کن،
تا بدانم پیشه ات چیست
که این گونه ماهرانه قاب گرفته ای
تنهایی هایت را در غم صدایت

مرا با خود آشنا کن
تا هم گریه شوم با تو
در شبی بارانی
كه هر قطره قطره اش
رویای سلامی است از تو
بر بغض های تعبیر شده ام
مرا با خود آشنا كن



تاریخ تاسیس : 1390.10.24

نویسندگان
نظرسنجی
به اشعار کدام یک از شاعران ذیل علاقه مند هستید؟












زندگینامه حسین پناهی :

 

 

تولد :

 

 

حسین پناهی دژکوه در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان كهگیلویه (دهدشت-سوق)در استان کهکیلویه و بویراحمد متولد شد. پدرش علی پناه و مادرش ماه كنیز نام داشت .

 

پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسه ی آیت الله گلپایگانی رفته بود و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی اش بازگشت.

چند ماهی در كسوت روحانیت به مردم خدمت می كرد. تا اینكه زنی برای پرسش مساله ای كه برایش پیش آمده بود پیش حسین می رود.از حسین می پرسد كه فضله ی موشی داخل روغن محلی كه حاصل چند ماه زحمت و تلاش ام بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینكه می دانست روغن نجس است،ولی این را هم می دانست كه حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده اش را باید تامین كند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور،روغن دیگر مشكلی ندارد.

بعد از این اتفاق بود كه حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل كند كه در كسوت روحانیت باقی بماند.

این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد.حسین به تهران آمد و در مدرسه ی هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه نویسی را گذراند.

پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه های خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند.

با پخش نمایش دو مرغابی درمه از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.

نمایش های دو مرغابی درمه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد.

در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد او یکی از پرکارترین و خلاق ترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.
به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می بارید و طنز تلخش بازیگر نقش های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعربود. و این شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد،این مجموعه ی شعر تا كنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است.




 

 

کارنامه هنری:

 

فیلم ها :

گذرگاه / گال / تیرباران /هی جو/نار و نی /در مسیر تندباد /ارثیه /راز کوکب/ سایه خیال/چاووش /اوینار /هنرپیشه/مهاجران /مرد ناتمام /روز واقعه/آرزوی بزرگ/بلوغ /مریم مقدس /قصه های کیش ( اپیزود اول، کشتی یونانی ) /بابا عزیز

 

مجموعه های تلویزیونی:

محله بهداشت/گرگها/رعنا/آشپزباشی/کوچک جنگلی/روزی روزگاری/مثل یک لبخند/ایوان مدائن/خوابگردها/هشت بهشت/امام علی/همسایه ها/دزدان مادربزرگ/آژانس دوستی/شلیک نهایی/آواز مه

 

کتابها:
من و نازی/ستاره/چیزی شبیه زندگی/دو مرغابی درمه/گلدان و آفتاب/پیامبر بی کتاب/دل شیر

علاوه بر اینها دو نوار با شعر و صدای حسین پناهی نیز منتشر شده است.«سلام خداحافظ» و     « ستاره».

جوایز :

 کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (مهاجران)
دوره 11 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1371 ]

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (در مسیر تندباد)
دوره 7 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1367 ]

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال)
دوره 9 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1369 ]

برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال)
دوره 9 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1369 ]





 

پناهی از زبان خودش :

 

 

 

در کودکی...

در کودکی نمی دانستم که باید از زنده بودنم خوشحال باشم یا نباشم چون هیچ موضع گیری خاصی در برابر زندگی نداشتم!

 فارغ از قضاوت های آرتیستیک در رنگین کمان حیات ذره ای بودم که می درخشیدم! آن روز ها میلیون ها مشغله دلگرم کننده در پس انداز ذهن داشتم! از هیئت گل ها گرفته تا مهندسی سگ ها،از رنگ و فرم سنگ ها گرفته تا معمای باران ها و ابر ها،از سیاهی کلاغ گرفته تا سرخی گل انار همه و همه دل مشغولی شیرین ساعات بیداریم بودند! به سماجت گاو ها برای معاش، زمین و زمان را می کاویدم و به سادگی بلدرچین سیر میشدم .
گذشت ناگزیر روزها و تکرار یک نواخت خوراکی های حواس، توفعم را بالا برد!توقعات بالا و ایده های محال مرا دچار کسالت روحی کرد و این در دوران نوجوانیم بود!مشکلات راه مدرسه،در روزهای بارانی مجبورم کرد به خاطر پاها و کفش هایم به باران با همه عظمتش بدبین شوم و حفظ کردن فرمول مساحت ها، اهمیت دادن به سبزه قبا را از یادم برد! هر جه بزرگ تر شدم به دلیل خود خواهی های طبیعی و قرار دادهای اجتماعی از فراغت آن روزگار طلایی دور و دورتر افتادم. .

ااین روز ها و احتمالا تا همیشه مرثیه خوان آن روزها باقی خواهم ماند!تلاس میکنم تا به کمک تکنیک بیان و با علم به عوارض مسموم زبان،آن همه حرکت و سکون را باز سازی کنم و بعضا نیر ضمن تشکر و سپاس از همه همنوعان زحمتکشم که برایم تاریخ ها و تمدن ها ساخته اند گلایه کنم که مثلا چرا باید کفش هایمان را به قیمت پاهایمان بخریم و چرا باید برای یک گذران سالم و ساده، خود را در بحران های دروغ و دزدی دیوانه کنبم.
جرا باید زیبایی های زندگی را فقط در دوران کودکی مان تجربه کنیم حال آنکه ما مجهز به نبوغ زیبا سازی منظومه هاییم.در مقایسه با آن ظلمات سنگین و عظیم "نبودن" بودن نعمتیست که با هر کیفیتی شیرین و جذاب است.

بدبینی های ما عارضه های بد حضور و ارتباطات ماست!فقر و بیماری و تنهایی مرگ ما،هیچ گاه به شکوه هستی لطمه نخواهد زد!منظومه ها می چرخند و مارا با خود می چرخانند.

ما،در هیئت پروانه هستی با همه توانایی ها و تمدن هامان شاخکی بیش نیستیم.برای زمین هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ تفاوتی ندارد! یادمان باشد کسی مسئول دلتنگی ها و مشکلات ما نیست! اگر رد پای دزد آرامش و سعادت را دنبال کنیم سرانجام به خودمان خواهیم رسید که در انتهای هرمفهومی نشسته ایم و همه ی چیز های تلنبار مربوط و نامربوط را زیر و رو میکنیم!به نظر میرسد انسان اسانسورچی فقیری است که چزخ تراکتور می دزدد! البته به نظر میرسد! ... تا نظر شما چه باشد؟

 

 


روز شمار زندگی حسین پناهی :

 


1337/1958
فوت پدر

1341 / 1962
رفتن به مكتب خانه دژكوه

1345 / 1966
اتمام دوره ابتدایی

1346 / 1967
ترك دژكوه ، رفتن به سوق
خواندنن كلاس ششم

1347 / 1968
رفتن به بهبهان و گرفتن سیكل

1351 / 1972
رفتن به قم و طلبگی

1354 / 1975
رها كردن درس حوزوی
سفر به شوشتر و یكسال آموزگاری در آن شهر

1355 / 1976
اقامت در اهواز و اشتغال به شغل های مختلف

1356 /1977
بازگشت به روستای دژ كوه و ازدواج . نام همسر شوكت

1357 / 1978
رفتن به اهواز و كار در كتابخانه ای در آن شهر
تولد فرزند نخست ( لیلا )

1359 / 1980
رفتن به جبهه و فعالیت در بخشهای فرهنگی
تولد دومین فرزند ( آنا)

1360 / 1981
مهاجرت به تهران
سكونت در یكی از مقبره های خصوصی امامزاده قاسم به مدت یك سال
عضویت در گروه تئاتری آناهیتا

1361/1982
نخستین تجربه های نمایشنامه نویسی
نوشتن یك گل و بهار
كارگردانی نمایشنامه خوابگرد ها

1362 / 1983
نوشتن آسانسور
نوشتن و كارگردانی تله تئاتر سرودی برای مادران

1363 / 1984
تولد سومین فرزند ( سینا )
نخستین تجربه های بازی در تله تئاتر های تلوزیونی
بازی در سریال محله بهداشت
نوشتن به سبك آمریكایی

1364 / 1985
استخدام در صدا و سیما
بازی در سریال گرگ ها
نوشتن دل شیر
نوشتن دو مرغابی در مه

1365 / 1986
نخستین بازی در سینما
بازی در فیلم سینمایی گال
بازی در فیلم سینمایی گذرگاه
بازی در فیلم سینمایی تیر باران
بازی در تله تئاترهای دو مرغابی در مه و آسانسور

1366 / 1987
كارگردانی سریال تلوزیونی ماجراهای رونالد و مادرش
بازی تله تئاتر در آیینه خیال

1367 / 1988
بازی در فیلم سینمایی در مسیر تند باد
بازی در فیلم سینمایی هی جو
بازی در فیلم سینمایی ارثیه
بازی در فیلم سینمایی نار و نی
نوشتن نخستین شعر ها

1368 / 1989
فوت مادر
بازی در فیلم سینمایی راز كوكب
نوشتن مجموعه من و نازی

1369 / 1990
بازی در فیلم سینمایی چاووش
بازی در فیلم سینمایی سایه خیال
دیپلم افتخار بهترین بازیگر جشنواره فجر برای فیلم سایه خیال
نوشتن پیامبران بی كتاب

1370 / 1991
بازی در فیلم سینمایی اوینار
بازی در فیلم سینمایی مرد ناتمام
بازی در فیلم سینمایی مهاجر
نوشتن كابوس های روسی

1371 / 1992
نوشتن گوش بزرگ دیوار
بازی در فیلم سینمایی هنر پیشه

1372 / 1993
نوشتن خروس ها و ساعت ها
انتشار كتاب من و نازی

1373 / 1974
بازی در فیلم سینمایی آرزوی بزرگ
بازی در فیلم سینمایی روز واقعه

1374 / 1995
نوشتن بازی و كارگردانی سریال بی بی یون برای تلوزیون
سریال توقیف و چند سال بعد نسخه قیچی شده آن از تلوزیون نمایش داده می شود چیزی در حدود دو سوم كل مجموعه
انتشار دو مرغابی در مه

1375 / 1996
انتشار آلبومی از دكلمه شعرهایش با نام ستاره ها
بازی در سریال دزدان مادر بزرگ

1376 / 1997
به صحنه بردن نمایش چیزی شبیه زندگی
انتشار چیزی شبیه زندگی
انتشار بی بی یون
انتشار خروس ها و ساعت ها

1377 / 1998
بازی در فیلم سینمایی كشتی یونانی

1378 / 1999
نوشتن دیالوگ های سریال امام علی و بازی در آن

1379 /2000
بازی در سریال یحیا و گلابتون

1380 / 2001
بازی در سریال آژانس دوستی

1381 /2002
نوشتن مجموعه نمی دانم ها

1382 /2003
بازی در سریال آواز مه
نوشتن مجموعه سالهاست كه مرده ام

1383 / 2004
آغاز ضبط البوم دوم دكلمه هایش از خرداد ماه
تصمیم برای جمع آوری مجموعه شعرهایش
پایان ضیط دكلمه شعرهایش در شب یك شنبه یازدهم مرداد
آخرین تماس تلفنی با پسرش سینا در ساعت 9 شب چهارشنبه چهاردهم مرداد
فوت در چهارده اَمرداد 1383
كشف پیكر متلاشی شده اش توسط دخترش انا در ساعت 10 شب شنبه هفدهم مرداد در خانه اش واقع در خیابان جهان آرا
علت فوت : ایست قلبی ( به گواهی پزشكی قانونی )
تدفین پیكرش در دژكوه به تاریخ سه شنبه بیست و یكم مرداد
انتشار آلبوم دكلمه آخرین سروده هایش به نام سلام،خداحافظ در پانزدهم مهر ماه
انتشار مجموعه كامل اشعارش به نام چشم چپ سگ در هفت دفتر در اردیبهشت 84

 

منبع : بر گرفته از پایگاه اینترنتی حسین پناهی





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به كوچه باغ شعر پارسی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای در كوچه باغ شعر پارسی محفوظ است