تبلیغات
در كوچه باغ شعر پارسی - زندگینامه سهراب سپهری
در كوچه باغ شعر پارسی
دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مرا با خود آشنا کن
ای هم گریه‌یِ دور
تا گل تنهایی‌ات را
ببویم و از غصه لبریز شوم

مرا با خود آشنا کن،
تا تلاوت كنم
دلتنگیهای مه گرفته ات را
در سكوتی كه هم كلام می شود
با دریا و آه و ابر

مرا با خود آشنا کن،
تا بدانم پیشه ات چیست
که این گونه ماهرانه قاب گرفته ای
تنهایی هایت را در غم صدایت

مرا با خود آشنا کن
تا هم گریه شوم با تو
در شبی بارانی
كه هر قطره قطره اش
رویای سلامی است از تو
بر بغض های تعبیر شده ام
مرا با خود آشنا كن



تاریخ تاسیس : 1390.10.24

نویسندگان
نظرسنجی
به اشعار کدام یک از شاعران ذیل علاقه مند هستید؟











زندگینامه سهراب سپهری

اهل کاشانم
روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی
مادری دارم ، بهتر از برگ درخت
دوستانی ، بهتر از آب روان

 

تولد : 

سهراب سپهری شاعر و نقاش معاصر ایران در ۱۵ مهر ماه ۱۳۰۷ نزدیك اذان ظهر در کاشان و در خانه ای كه از در و دیوارش ذوق و هنر می‌تراوید پا به عرصه حیات گذاشت. نام پدر سهراب ، اسدالله خان و نام مادرش خانم فروغ ایران بود . سهراب برادر بزرگتری به نام منوچهر و خواهران اندیشمندی به نام های همایوندخت، پریدخت و پروانه دارد.

 

كودكی :

بخش مهمی از زندگی و دوران كودكی خویش را در یكی از باغ‌های زیبای كاشان كه به اجداد وی تعلق داشت به سر آورده بود و پس از آنكه در فنون تاریخ نویسی به حدی بالا رسید توسط دربار قاجار به تهران احضار شد ولی این باغ همچنان پابرجا بود.

تقدیر چنین بود كه پس از گذشت سالیان سال كودكی در این باغ به نشو و نما بنشیند كه از اوایل كودكی خویش دارای طبعی سرشار و روانی زیبا بود. سهراب كه بعدها به عنوان یكی از بزرگترین شاعران طبیعت گرا و طبیعت شناس ایران مورد قبول همگان قرار گرفت‌، این جنبه مهم از شخصیت خویش را وام دار بزرگ شدن در این باغ بود كه به سان پنجره‌ای بزرگ به آفاق طبیعت گشوده شده بود.

آری بی گمان نقش این باغ و طبیعت بكر كاشان در استغراق سپهری در جلوه‌های عمیق طبیعت آن چنان پر رنگ و ملموس است كه هرگز نمی‌توان آن را نادیده گرفت‌. بی جهت نبود كه او پس از آن كه به یكی از نقاشان بزرگ ایران زمین بدل شد و در تهران آوازه‌ای بزرگ یافت‌، علی رغم معروف بودن و علی رغم سرگرمی‌های گوناگون كاری‌، هر گاه كه فرصت می‌یافت خود را به كاشان می‌رساند و در خلوت این باغ به فكر فرو می‌رفت‌.كوتاه سخن این كه نمی‌توان از زندگی سپهری سخن به میان آورد ولی از باغی كه در آن بزرگ شد سخن نگفت‌.واقع این است كه هویت سپهری از جست وخیزهای كودكانه او در باغی شروع می‌شود كه ذكر آن در شعرش زیباترین ذكر است‌:

باغ ما در طرف سایه‌ی دانایی بود

باری‌، سهراب در نخستین سال‌های زندگی با روحی ظریف و روانی لطیف چشم به نظاره هستی گشود و طبق سنت خانواده كه هنر آموزی جزو اصول آن به شمار می‌رفت در سال‌های نخستین زندگی با مظاهری از هنر آشنا شد و آن گاه راه به مكتب و مدرسه برد. كودكی او یك كودكی زیبا و منحصر به فرد بود به گونه‌ای كه هیچ گاه نتوانست زیبایی‌های آن را فراموش كند. او هم زمان با درس آموزی در دبستان به محیط پیرامون خویش و انسان هایی كه در كسوت‌های گوناگون می‌دید نظر داشت‌. شاید بتوان گفت از همان آغاز شاعر بود زیرا نگاه او به زندگی درست از همان اوان شكل گرفته است‌. بنابراین كودكی سپهری یك كودكی عادی و معمولی نیست بلكه كودكی شاعر بزرگی است كه الفبای شعری خویش را از كوله بار كودكی اش اندوخته و آموخته است‌. شعر او گواه این حقیقت است كه سپهری بخشی از موجودیت فكری خویش را مدیون عهد صغر است‌.

تركیب خانوادگی خاندان سپهری با وجود عموهایی هنرمند این اجازه را به طفل نوباوه داده بود كه با تجربیات از نزدیك در تماس باشد. خاطرات سپهری نشان دهنده ماجراهای شیرین و عزیزی است كه در متن آن ذوق و صفا به چشم می‌خورد. این ذوق و این صفا بعدها نه تنها از بین نمی‌رود و نه تنها كاسته نمی‌شود بلكه روبه تكامل و ازدیاد دارد شاید بتوان گفت‌:مراحل پس از كودكی سهراب‌، شرحی است بر زیبایی‌های بی پایان یك زندگی كودكانه‌. سپهری در كودكی خود بود و بعدها هر اندازه كه پیش رفت و بالندگی یافت‌، بر قوس خود وی دوایری دیگر افزوده شد.

 

نوجوانی و جوانی :

سهراب پس از طی تحصیلات شش ساله ابتدایی در دبستان خیام کاشان ( ۱۳۱۹ ) و متوسطه در دبیرستان پهلوی کاشان ( خرداد ۱۳۲۲ ) و به پایان رساندن دوره ی دو ساله ی دانشسرای مقدماتی پسران ( خرداد ۱۳۲۴ )، در آذز ۱۳۲۵ به استخدام اداره ی فرهنگ کاشان در آمد.

در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره ی دبیرستان خود را دریافت نمود. سپس به تهران آمد و در دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران در آمد که پس از هشت ماه کار استعفا داد.

 

 شعر سهراب :

 شعر سهراب سپهری رنگارنگ است و خواننده را به افقهای تازه می کشاند. آثار وی پُر است از صور خیال و تعبیرات بدیع، که با وجودِ زیبایی ظاهری و تصویرهای بدیع و رنگارنگ، در مجموع از جریان های زمان به دور است. در اشعار او نقد و پیام اجتماعی کم رنگ است، و در آن پراکندگی و ناهماهنگی تصاویر به چشم می خورد. اما سهراب در اشعارش به طور کلی و در بعدی وسیع نگران انسان و سرنوشت اوست. سپهری روح شاعرانه و لطیفی داشت که برای هر چیز معنی و مفهومی خاص قائل بود. تخیل وی در همه ی اشیاء باریک می شد و از آنها تصاویری زنده و حساس می ساخت، بدین علت است که اندیشه ها و تجربه های فکری و عاطفی او به حالتی دلپذیر درآمده است. سهراب سپهری دارای سبک ویژه ای است که می توان او را بنیانگذار این شیوه دانست. در واقع می توان گفت قابل توجه ترین اتفاق در عرصه ی شعر نو در سال ۱۳۳۲، چرخش سهراب سپهری از زبان نیمایی به زبان هوشنگ ایرانی است. اهمیت این اتفاق از آن جهت بود که در آن سالها، متأثرین از نیما فراوان بودند، ولی کسی به زبان هوشنگ ایرانی و زیبایی شناسی او وقوف نداشت.

 

آثار و فعالیتهای هنری سهراب :

سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه‌ی شعر نیمایی خود را به نام « مرگ رنگ » انتشار داد. در سال 1332 از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجهٔ اول علمی نایل آمد.

در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعهٔ اشعار خود را با عنوان (زندگی خواب ها ) منتشر کرد. آنگاه به تأسیس کارگاه نقاشی همت گماشت. در آذر 1333 در ادارهٔ کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت. در مهر 1334 ترجمهٔ اشعار ژاپنی از وی در مجلهٔ «سخن» به چاپ رسید.

در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمناً در مدرسه ی هنرهای زیبای پاریس در رشته ی لیتوگرافی نام نویسی نمود. وی همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت. وی سفرهای دیگری به کشورهای جهان نمود.

از جمله مجموعه شعرهای دیگر سهراب سپهری می توان به این عنوان ها اشاره نمود:

 

آوار آفتاب

حجم سبز

شرق اندوه

صدای پای آب

ما هیچ ، ما نگاه

مسافر

 

پایان زندگی :

شاعر بزرگ عشق و هنر پس از تحمل یك دوره بیماری سرطان كه حدود دو سال طول كشید، سرانجام در سال ۱۳۵۹ در سن ۵۲ سالگی بدورد حیات گفت‌، در حالی كه تنها شاعری بود كه غنچه غنچه شعرش بوی زندگی می‌داد و تنها شاعری بود كه بیشترین حجم شعر را در سر زبان مردمان روزگار خود داشت‌.

طبق وصیتش او را به زادگاه خودش كاشان و در مشهد اردهال ( این صحن معروف به صحن سردار است) منتقل نمودند و با قطعه‌ای كه بر حسب تصادف از حجم سبز انتخاب شد، سنگ قبری برایش نهادند كه به وضوح فریاد می‌زد:


به سراغ من اگر می آیید

نرم و اهسته بیایید

مباد كه ترك بردارد

چینی نازك تنهایی من‌



برای مشاهده اشعار سهراب سپهری به این قسمت مراجعه فرمایید





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به كوچه باغ شعر پارسی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای در كوچه باغ شعر پارسی محفوظ است