تبلیغات
در كوچه باغ شعر پارسی - نامه عاشقانه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور ( نامه شماره 14)
در كوچه باغ شعر پارسی
دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مرا با خود آشنا کن
ای هم گریه‌یِ دور
تا گل تنهایی‌ات را
ببویم و از غصه لبریز شوم

مرا با خود آشنا کن،
تا تلاوت كنم
دلتنگیهای مه گرفته ات را
در سكوتی كه هم كلام می شود
با دریا و آه و ابر

مرا با خود آشنا کن،
تا بدانم پیشه ات چیست
که این گونه ماهرانه قاب گرفته ای
تنهایی هایت را در غم صدایت

مرا با خود آشنا کن
تا هم گریه شوم با تو
در شبی بارانی
كه هر قطره قطره اش
رویای سلامی است از تو
بر بغض های تعبیر شده ام
مرا با خود آشنا كن



تاریخ تاسیس : 1390.10.24

نویسندگان
نظرسنجی
به اشعار کدام یک از شاعران ذیل علاقه مند هستید؟











نامه عاشقانه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور ( نامه شماره 14)


دوشنبه 1329/5/18


پرویز من

اگر کلمات به راستی می توانستند معرف معانی خود باشند آن وقت من هم به آسانی می توانستم درجه‌یِ خوشبختی و سعادت را برای تو تعیین کنم چه سعادتی از این بالاتر؟ آیا وجود تو خود به تنهایی برای من سعادت بزرگی نیست؟ و آیا زندگی در کنار تو کمال مطلوب من نمی باشد؟من از تو که این قدر خوب و مهربان هستی تقاضا می کنم که گذشته ها را فراموش کنی .مگر این گذشته ها برای ما جز درد و رنج حاصلی به بار آورد؟ پس چرا باید باز هم به گذشته فکر کنیم و باز هم به خاطر اشتباهاتی که مرتکب شده ایم رنج ببریم.

من اکنون از آن همه ماجرا فقط یک چیز یاد دارم و یک چیز از خاطرم نرفته و آن هم عشق توست ،عشقی که برای من به منزله هوا و نور آفتاب ضروری و لازم است.

پرویز … من اعتراف می کنم که اشتباه کرده ام و بیهوده به تو نسبت بی وفایی داده ام ولی تو خودت خوب می توانی درباره من قضاوت کنی وقتی وضع مرا در نظرت مجسم کردی درک این موضوع هم برای تو آسان می شود و می فهمی که من گناهی نداشته و ندارم . من همیشه تو را دوست داشته ام و حتی بعد از نوشتن آن نامه هم تو با همان قدرت و نفوذ در قلب من باقی بودی.من و تو هر دو مرتکب اشتباهاتی شده ایم و هر دو هم باید گذشت داشته باشیم و گذشته ها را فراموش کنیم. تو از من چه می خواهی آیا محبت بی پایان من در آینده وسایل راحتی فکر تو را فراهم نمی سازد من همیشه آرزو کرده ام که برای شوهرم همسری وفادار و مهربان باشم و باز هم آرزو کرده ام که همسرم هم نسبت به من صمیمی و مهربان باشد.در نامه های آینده ام سعی می کنم انتظاراتی را که از همسرم می توانم داشته باشم برای تو شرح دهم و  تو را به وظیفه‌ات اگر آشنا نیستی آشنا سازم و از تو هم همین تقاضا را دارم. پرویز ما در کنار هم زندگی شیرینی خواهیم داشت و تو باید به خاطر من هم شده فعالیت و کوشش خودت بیفزایی مطمئن باش زحمات تو همه قابل جبران است و من وقتی توانستم و قادر بودم پاداش زحمات تو را خواهم داد.

پرویز تو باید به این حقیقت ایمان بیاوری که اولین و آخرین عشق من هستی و بیش از همیشه دوستت دارم و سعادت تو منتهای آرزوی من است می خواهی باور کن و می خواهی باور نکن ، مختاری

خداحافظ تو فروغ


جواب نامه ی مرا یا خودت به اداره روزنامه ترقی ببر و به سیروس بده یا با پست برای او بفرست روی پاکت بنویس اداره روزنامه ترقی روزنامه آسیای جوان آقای سیروس بهمن دریافت دارند اسم خودت را هم پایین پاکت بنویس دیگر احتیاجی به اسم مستعار نداری ولی من فکر می کنم طریقه اول بهتر باشد و زودتر به دست من برسد.





نوع مطلب : نامه های عاشقانه فروغ، 
برچسب ها : اولین تپش های عاشقانه‌ی قلبم، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : نامه عاشقانه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور، اشعار فروغ فرخزاد، زندگینامه فروغ فرخزاد،
پنجشنبه 16 خرداد 1392
شنبه 22 تیر 1392 06:50 ب.ظ
عالی بود
تا حالا این نامه یا متن رو نخونده بودم
ممنون
وبلاگت هم واقعا زیبا و پر محتواست
بازم ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به كوچه باغ شعر پارسی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای در كوچه باغ شعر پارسی محفوظ است