تبلیغات
در كوچه باغ شعر پارسی - مطالب هفته سوم خرداد 1392
در كوچه باغ شعر پارسی
دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مرا با خود آشنا کن
ای هم گریه‌یِ دور
تا گل تنهایی‌ات را
ببویم و از غصه لبریز شوم

مرا با خود آشنا کن،
تا تلاوت كنم
دلتنگیهای مه گرفته ات را
در سكوتی كه هم كلام می شود
با دریا و آه و ابر

مرا با خود آشنا کن،
تا بدانم پیشه ات چیست
که این گونه ماهرانه قاب گرفته ای
تنهایی هایت را در غم صدایت

مرا با خود آشنا کن
تا هم گریه شوم با تو
در شبی بارانی
كه هر قطره قطره اش
رویای سلامی است از تو
بر بغض های تعبیر شده ام
مرا با خود آشنا كن



تاریخ تاسیس : 1390.10.24

نویسندگان
نظرسنجی
به اشعار کدام یک از شاعران ذیل علاقه مند هستید؟











من با کسی رازی ندارم مرد و مردانه

جز با زنی در عشق بی اندازه دیوانه

می بویم این دوشیزه را زیرا که هر فصلش

گل دارد و گل دارد و گل این گلستانه

دوشیزه ای که وصف او با آن همه خوبی

در روزگاری این چنین مانَد به افسانه

آبادی ام از اوست ور نه بی زلال او

ویرانه روحی زنده تر دارد از این خانه

در انتظار فصل خرمن ساز می مردم

بر  آیش  من گر نمی افشاند « او» دانه

با این همه ما را به کام خویش می خواهد

این روزگار این اشتهای مار بر شانه

یک روز از هم می درَم این پیله را آخر

با اشتیاق پر زدن با بالِ ((پروانه))





نوع مطلب : محمد علی بهمنی، 
برچسب ها : مجموعه گاهی دلم برای خودم تنگ می شود، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار محمد علی بهمنی، آرشیو کامل اشعار،
سه شنبه 21 خرداد 1392

در مهربانی ِ نگاهت

ذوب می شود یخِ احساسم

با تو

می توان آسود

در انتهای راهی که به بن بست رسیده است

و بالا رفت

از دیوار روزمرگی ها

و نترسید

از آنچه پشت دیوار است.





نوع مطلب : برگزیده هایی از شعرا، 
برچسب ها : شعری از فریبا عرب نیا، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : برگزیده هایی از شعرا، آرشیو کامل اشعار،
دوشنبه 20 خرداد 1392

قبله بود

و محرابی به وسعت دشت

و شب از چهار پنجره می گذشت

هزار جرعه پولک و نور

نوشیده بودم

و هنوز یک ستاره هم

در مشتِ شب ندیده بودم

امیدی به برگشتنم نبود

و خدا هم سکوت کرده بود

فراموش شده بودم

راه بود و سراسیمه گی

که لبخند تشنه ام با تو افطار کرد

و من چه ناگهان، چه عجیب

مومن شده بودم

هزار جرعه پولک و نور

هزار نذر نومید

کافی نبود

و بارانِ چشمان گرمسیری ات

مرا بخشیده بود.





نوع مطلب : چیستا یثربی، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار چیستا یثربی، آرشیو کامل اشعار،
جمعه 17 خرداد 1392

شبِ عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد

تو بیا کز اولِ شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت

به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد؟

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت

که محب صادق آنست که پاک‌باز باشد

به کرشمه‌یِ عنایت نگهی به سوی ما کن

که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم

به کدام دوست گویم که محل راز باشد

چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی

تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد

 نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم

که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد

دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی

که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران

اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد





نوع مطلب : سعدی، 
برچسب ها : شیخ اجل، سعدی شیرازی، غزلیات، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار سعدی، آرشیو کامل اشعار، زندگینامه سعدی شیرازی،
پنجشنبه 16 خرداد 1392

نامه عاشقانه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور ( نامه شماره 14)


دوشنبه 1329/5/18


پرویز من

اگر کلمات به راستی می توانستند معرف معانی خود باشند آن وقت من هم به آسانی می توانستم درجه‌یِ خوشبختی و سعادت را برای تو تعیین کنم چه سعادتی از این بالاتر؟ آیا وجود تو خود به تنهایی برای من سعادت بزرگی نیست؟ و آیا زندگی در کنار تو کمال مطلوب من نمی باشد؟من از تو که این قدر خوب و مهربان هستی تقاضا می کنم که گذشته ها را فراموش کنی .مگر این گذشته ها برای ما جز درد و رنج حاصلی به بار آورد؟ پس چرا باید باز هم به گذشته فکر کنیم و باز هم به خاطر اشتباهاتی که مرتکب شده ایم رنج ببریم.

من اکنون از آن همه ماجرا فقط یک چیز یاد دارم و یک چیز از خاطرم نرفته و آن هم عشق توست ،عشقی که برای من به منزله هوا و نور آفتاب ضروری و لازم است.

پرویز … من اعتراف می کنم که اشتباه کرده ام و بیهوده به تو نسبت بی وفایی داده ام ولی تو خودت خوب می توانی درباره من قضاوت کنی وقتی وضع مرا در نظرت مجسم کردی درک این موضوع هم برای تو آسان می شود و می فهمی که من گناهی نداشته و ندارم . من همیشه تو را دوست داشته ام و حتی بعد از نوشتن آن نامه هم تو با همان قدرت و نفوذ در قلب من باقی بودی.من و تو هر دو مرتکب اشتباهاتی شده ایم و هر دو هم باید گذشت داشته باشیم و گذشته ها را فراموش کنیم. تو از من چه می خواهی آیا محبت بی پایان من در آینده وسایل راحتی فکر تو را فراهم نمی سازد من همیشه آرزو کرده ام که برای شوهرم همسری وفادار و مهربان باشم و باز هم آرزو کرده ام که همسرم هم نسبت به من صمیمی و مهربان باشد.در نامه های آینده ام سعی می کنم انتظاراتی را که از همسرم می توانم داشته باشم برای تو شرح دهم و  تو را به وظیفه‌ات اگر آشنا نیستی آشنا سازم و از تو هم همین تقاضا را دارم. پرویز ما در کنار هم زندگی شیرینی خواهیم داشت و تو باید به خاطر من هم شده فعالیت و کوشش خودت بیفزایی مطمئن باش زحمات تو همه قابل جبران است و من وقتی توانستم و قادر بودم پاداش زحمات تو را خواهم داد.

پرویز تو باید به این حقیقت ایمان بیاوری که اولین و آخرین عشق من هستی و بیش از همیشه دوستت دارم و سعادت تو منتهای آرزوی من است می خواهی باور کن و می خواهی باور نکن ، مختاری

خداحافظ تو فروغ


جواب نامه ی مرا یا خودت به اداره روزنامه ترقی ببر و به سیروس بده یا با پست برای او بفرست روی پاکت بنویس اداره روزنامه ترقی روزنامه آسیای جوان آقای سیروس بهمن دریافت دارند اسم خودت را هم پایین پاکت بنویس دیگر احتیاجی به اسم مستعار نداری ولی من فکر می کنم طریقه اول بهتر باشد و زودتر به دست من برسد.





نوع مطلب : نامه های عاشقانه فروغ، 
برچسب ها : اولین تپش های عاشقانه‌ی قلبم، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : نامه عاشقانه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور، اشعار فروغ فرخزاد، زندگینامه فروغ فرخزاد،
پنجشنبه 16 خرداد 1392

Et si tu n'existais pas

Dis-moi pourquoi j'existerais

Pour traîner dans un monde sans toi

Sans espoir et sans regret

         

Et si tu n'existais pas

J'essaierais d'inventer l'amour

Comme un peintre qui voit sous ses doigts

Naître les couleurs du jour

Et qui n'en revient pas

 

Et si tu n'existais pas

Dis-moi pour qui j'existerais

Des passantes endormies dans mes bras

Que je n'aimerais jamais

 

Et si tu n'existais pas

Je ne serais qu'un point de plus

Dans ce monde qui vient et qui va

Je me sentirais perdu

J'aurais besoin de toi

 

Et si tu n'existais pas

Dis-moi comment j'existerais

Je pourrais faire semblant d'être moi

Mais je ne serais pas vrai

 

Et si tu n'existais pas

Je crois que je l'aurais trouvé

Le secret de la vie, le pourquoi

Simplement pour te créer

Et pour te regarder

 

Et si tu n'existais pas

Dis-moi pourquoi j'existerais

Pour traîner dans un monde sans toi

Sans espoir et sans regret

            

Et si tu n'existais pas

J'essaierais d'inventer l'amour

Comme un peintre qui voit sous ses doigts

Naître les couleurs du jour

Et qui n'en revient pas

و اگر تو وجود نمی داشتی

بگو من چرا باید می بودم؟

تا در جهانی بدون تو سرگردان باشم

بی هیچ امید و افسوسی.

و اگر تو وجود نمی داشتی

سعی می کردم عشق را از نو بیافرینم

مانند نقاشی که در زیر انگشتانش

زایش رنگهای روز را نگاه می کند

و باورش نمی آید.

و اگر تو وجود نمی داشتی

بگو من چرا باید می بودم؟

با رهگذرانی خفته در آغوشم

که هیچگاه دوستشان نمی داشتم.

و اگر تو وجود نمی داشتی

من فقط نقطه ای دیگر از این جهان می بودم

که می آمد و میرفت

احساس گم شدن می کرد

و به تو نیاز داشتم.

و اگر تو وجود نمی داشتی

به من بگو چطور زندگی می کردم؟

می توانستم تظاهر کنم که "من" هستم

ولی این حقیقت نبود.

و اگر تو وجود نمی داشتی

گمانم راز هستی را می فهمیدم، چرایی آن را

تنها برای آنکه تو را بیافرینم

و تو را به نظاره بنشینم.

و اگر تو وجود نمی داشتی

بگو من چرا باید می بودم؟

تا در جهانی بدون تو سرگردان باشم

بی هیچ امید و افسوسی.

و اگر تو وجود نمی داشتی

سعی می کردم عشق را از نو بیافرینم

مانند نقاشی که در زیر انگشتانش

زایش رنگهای روز را نگاه می کند

و باورش نمی آید.

دانلود آهنگ فرانسوی و بسیار زیبا اثر Joe Dassin





نوع مطلب : اشعار سایر کشورها، 
برچسب ها : شعر از Vito Pallavicini، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : شاعران سایر کشورها، آرشیو کامل اشعار، دانلود آهنگ فرانسوی و بسیار زیبا اثرJoe Dassin،
چهارشنبه 15 خرداد 1392




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به كوچه باغ شعر پارسی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای در كوچه باغ شعر پارسی محفوظ است