تبلیغات
در كوچه باغ شعر پارسی - مطالب هفته سوم خرداد 1393
در كوچه باغ شعر پارسی
دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مرا با خود آشنا کن
ای هم گریه‌یِ دور
تا گل تنهایی‌ات را
ببویم و از غصه لبریز شوم

مرا با خود آشنا کن،
تا تلاوت كنم
دلتنگیهای مه گرفته ات را
در سكوتی كه هم كلام می شود
با دریا و آه و ابر

مرا با خود آشنا کن،
تا بدانم پیشه ات چیست
که این گونه ماهرانه قاب گرفته ای
تنهایی هایت را در غم صدایت

مرا با خود آشنا کن
تا هم گریه شوم با تو
در شبی بارانی
كه هر قطره قطره اش
رویای سلامی است از تو
بر بغض های تعبیر شده ام
مرا با خود آشنا كن



تاریخ تاسیس : 1390.10.24

نویسندگان
نظرسنجی
به اشعار کدام یک از شاعران ذیل علاقه مند هستید؟











جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی

بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی

صد نامه فرستادم، صد راه نشان دادم

یا راه نمی‌دانی، یا نامه نمی‌خوانی

گر نامه نمی‌خوانی خود نامه تو را خواند

ور راه نمی‌دانی در پنجه ره دانی

بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کس

با سنگ دلان منشین چون گوهر این کانی

ای از دل و جان رسته دست از دل و جان شسته

از دام جهان جسته بازآ که ز بازانی

هم آبی و هم جویی، هم آب همی‌جویی

هم شیر و هم آهویی هم بهتر از ایشانی

چند است ز تو تا جان تو طرفه تری یا جان

آمیخته‌ای با جان یا پرتو جانانی

نور قَمری در شب، قند و شکری در لب

یا رب چه کسی یا رب اعجوبه ربانی

هر دم ز تو زیب و فر از ما دل و جان و سر

بازار چنین خوشتر خوش بدهی و بستانی

از عشق تو جان بردن وز ما چو شکر مردن

زهر از کف تو خوردن سرچشمه حیوانی





نوع مطلب : مولانا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : اشعار حضرت مولانا، آرشیو کامل اشعار،
دوشنبه 19 خرداد 1393

من از این عابران کوچه و بازار می ترسم

از این ابلیسهای در نقاب یار می ترسم

در این شهر آنقدر از پشت خنجر خورده ام خاتون

که حتی از تو، از من، از در و دیوار می ترسم

به هر کس دل سپردم جای یاری زخم کینم زد

چه داری زندگی، دست از سرم بردار می ترسم

به جرم از تو گفتن سایه ام درخاک و خون غلطید

و تنها ماندم اینجا بین این اغیار، می ترسم

ندارم ترسی از مردن، برایم مرگ آزادیست

من از این زنده بودنهای خفت بارمی ترسم

تو می دانی کسی حرف مرا اینجا نمی فهمد

همه خوابند در این شهر و من بیدار می ترسم

نه جای ماندنی مانده نه پای رفتنی زین شهر

اسیرم مثل مرغی خسته در رگبار می ترسم

شبی بی شبهه میرقصد، اسیر دست بادی سرخ

تن بی جان من بر ریسمان دار می ترسم





نوع مطلب : برگزیده هایی از شعرا، 
برچسب ها : شعری از جواد شیرعلیزاده، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : برگزیده هایی از شعرا، آرشیو کامل اشعار،
یکشنبه 18 خرداد 1393

من از هجوم وحشی دیوار خسته‌ام
از سرفه‌هایِ چرکی سیگار خسته‌ام
دیگر دلم هم برای تو پَر نمی‌زند
از آن نگاه رذل طمع دار خسته‌ام

اشعار من مُحلّل بحران کوچه نیست
زین کرکسانِ لاشه به منقار خسته‌ام

بر فیلسوف و فلسفه ها انگ می زنم

زین پیر جنده های تهی بار خسته ام
از بس چریده‌ام به ولع در کتاب‌ها
از دیدن حضور علفزار خسته‌ام

چیزی مرا به قسمت بودن نمی‌برد
از واژه یِ دو وجهی تکرار خسته‌ام
از قصه‌هایی گرم و نفس‌های سرد شب
از درس و بحث خفته در اشعار خسته‌ام

این لحظه ها حریص تباهی آدمند

از آن خدای شاهد و بیعار خسته ام

هر گوشه از اطاق، بهشتی‌ست بی‌نظیر
از ازدحام آدم و آزار خسته‌ام
اینک زمان دفن زمین در هراس توست
از دست‌هایِ بی‌حس و بی‌کار خسته‌ام

از راز دکمه‌‌های مسلط به عصر خون
از این همه شواهد و انکار خسته‌ام
قصد اقامتی ابدی دارد این غروب
از شهر بی‌طلوع تبهکار خسته‌ام

من در رکاب مرگ به آغاز می‌روم
از این چرندیات پُر آزار خسته‌ام
من بی‌رمق‌ترین نفس این حوالی‌ام
از بودن مکرر بر دار خسته‌ام

من با عبور ثانیه‌ها خُرد می‌شوم
از حمل این جنازه‌یِ هوشیار خسته‌ام

من از هجوم وحشی دیوار خسته‌ام
از پشت هم کشیدن سیگار خسته ام





نوع مطلب : اندیشه فولادوند، 
برچسب ها : از مجموعه عطسه های نحس، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار اندیشه فولادوند، آرشیو کامل اشعار،
جمعه 16 خرداد 1393




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به كوچه باغ شعر پارسی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای در كوچه باغ شعر پارسی محفوظ است