تبلیغات
در كوچه باغ شعر پارسی - مطالب قیصر امین پور
در كوچه باغ شعر پارسی
دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مرا با خود آشنا کن
ای هم گریه‌یِ دور
تا گل تنهایی‌ات را
ببویم و از غصه لبریز شوم

مرا با خود آشنا کن،
تا تلاوت كنم
دلتنگیهای مه گرفته ات را
در سكوتی كه هم كلام می شود
با دریا و آه و ابر

مرا با خود آشنا کن،
تا بدانم پیشه ات چیست
که این گونه ماهرانه قاب گرفته ای
تنهایی هایت را در غم صدایت

مرا با خود آشنا کن
تا هم گریه شوم با تو
در شبی بارانی
كه هر قطره قطره اش
رویای سلامی است از تو
بر بغض های تعبیر شده ام
مرا با خود آشنا كن



تاریخ تاسیس : 1390.10.24

نویسندگان
نظرسنجی
به اشعار کدام یک از شاعران ذیل علاقه مند هستید؟











صبح خورشید آمد
دفتر مشق شبم را خط زد
پاک کن، بیهوده است
اگر این خطها را پاک کنم
جای آنها پیداست.
ای که خط خوردگی دفتر مشقم از توست
تو بگو
من کجا حق دارم
مشقهایم را
بر روی کاغذ باطله با خود ببرم؟
می روم
دفتر پاکنویسی بخرم
زندگی را باید از سر سطر نوشت.





نوع مطلب : قیصر امین پور، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار قیصر امین پور، آرشیو کامل اشعار،
پنجشنبه 29 آبان 1393

در کتاب چهار فصل زندگی

صفحه ها پشت سر هم می روند

هر یک از این صفحه ها، یک لحظه اند

لحظه ها با شادی و غم می روند

 

آفتاب و ماه یک خط در میان

گاه پیدا، گاه پنهان می شوند

شادی و غم نیز هر یک لحظه ای

بر سر این سفره مهمان می شوند

 

گاه اوج خنده یِ ما گریه است

گاه اوج گریه یِ ما خنده است

گریه، دل را آبیاری می کند

خنده، یعنی اینکه دل ها زنده است

 

زندگی ترکیب شادی با غم است

دوست دارم من این پیوند را

گرچه می گویند: شادی بهتر است

دوست دارم گریه با لبخند را





نوع مطلب : قیصر امین پور، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار قیصر امین پور، آرشیو کامل اشعار،
جمعه 11 بهمن 1392

با تیشه خیال تراشیده ام تو را

در هر بتی که ساخته ام، دیده ام تو را

از آسمان به دامنم افتاده آفتاب

یا چون گل از بهشت خدا چیده ام تو را

هر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغ

من از تمام گلها بوییده ام تو را

رویای آشنای شب و روز عمر من

در خوابهای کودکی ام دیده ام تو را

از هر نظر تو عین پسند دل منی

هم دیده، هم ندیده، پسندیده ام تو را

زیباپرستیِ دل من بی دلیل نیست

زیرا به این دلیل پرستیده ام تو را

با آنکه جز سکوت جوابم نمی دهی

در هر سؤال از همه پرسیده ام تو را

از شعر و استعاره و تشبیه برتری

با هیچ کس به جز تو نسنجیده ام تو را





نوع مطلب : قیصر امین پور، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار قیصر امین پور، آرشیو کامل اشعار،

حرفهای ما هنوز ناتمام

تا نگاه می کنی

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی

پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه یِ عزیمت تو ناگزیر می شود

آی...

ناگهان

چقدر زود

دیر می شود





نوع مطلب : قیصر امین پور، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار قیصر امین پور، آرشیو کامل اشعار،
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392

گفتی: غزل بگو چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من برای غزل شور و حال کو؟

پَر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبزِِ سرآغاز سال کو؟

رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله‌یِ قیل و قال کو؟





نوع مطلب : قیصر امین پور، 
برچسب ها : مجموعه تازه ها، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار قیصر امین پور، آرشیو کامل اشعار،
چهارشنبه 7 فروردین 1392

ناگهان دیدم سرم آتش گرفت
سوختم، خاکسترم آتش گرفت
چشم واکردم، سکوتم آب شد
چشم بستم، بسترم آتش گرفت
در زدم، کس این قفس را وا نکرد
پر زدم، بال و پرم آتش گرفت
از سرم خواب زمستانی پرید
آب در چشم ترم آتش گرفت
حرفی از نام تو آمد بر زبان
دستهایم، دفترم آتش گرفت





نوع مطلب : قیصر امین پور، 
برچسب ها : از آینه های ناگهان ( دفتر اول )، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار زنده یاد قیصر امین پور، آرشیو کامل اشعار،
یکشنبه 22 بهمن 1391

عمری به جز بیهوده بودن سر نكردیم
تقویم ها گفتند و ما باور نكردیم
در خاك شد صد غنچه در فصل شكفتن
ما نیز جز خاكستری بر سر نكردیم
دل در تب لبیك تاول زد ولی ما
لبیك گفتن را لبی هم تَر نكردیم
حتی خیال نای اسماعیل خود را
همسایه با تصویری از خنجر نكردیم
بی دست و پا
تَر از دل خود كس ندیدیم
زان رو كه رقصی با تن بی سر نكردیم





نوع مطلب : قیصر امین پور، 
برچسب ها : مجموعه از تنفس صبح، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار قیصر امین پور،، آرشیو کامل اشعار،
سه شنبه 5 دی 1391

رفتار من عادی است
اما نمی دانم چرا
این روزها
از دوستان و آشنایان
هرکس مرا می بیند
از دور می گوید :
این روزها انگار حال و هوای دیگری داری!
اما من مثل هر روزم
با آن نشانی‌های ساده
و با همان امضا ، همان نام و با همان رفتار معمولی
مثل همیشه ساکت و آرام.
این روزها تنها
حس می کنم گاهی کمی گنگم
گاهی کمی گیجم
حس می کنم
از روزهای پیش قدری بیشتر
این روزها را دوست دارم
گاهی
از تو چه پنهان
با سنگها آواز می خوانم
و قدر بعضی لحظه ها را خوب می دانم
این روزها گاهی
از روز و ماه و سال ، از تقویم
از روزنامه بی خبر هستم
حس می کنم گاهی کمی کمتر
گاهی شدیداً بیشتر هستم حتی اگر می شد بگویم
این روزها گاهی خدا را هم
یک جور دیگر می پرستم
از جمله دیشب هم
دیگرتر از شبهای بی رحمانه دیگر بود :
من کاملا تعطیل بودم
اول نشستم خوب
جورابهایم را اتو کردم
تنها - حدود هفت فرسخ - در اتاقم راه رفتم
با کفشهایم گفتگو کردم
و بعد از آن هم
رفتم تمام نامه ها را زیر و رو کردم
و سطر سطر نامه ها را
دنبال آن افسانه‌یِ موهوم
دنبال آن مجهول گشتم
چیزی ندیدم
تنها یکی از نامه هایم
بوی غریب و مبهمی می داد
انگار از لابه لای کاغذ تا خورده‌یِ نامه
بوی تمام یاسهای آسمانی
احساس می شد.
دیشب دوباره
بی تاب در بین درختان تاب خوردم
از نردبان ابرها تا آسمان رفتم
در آسمان گشتم
و جیب‌هایم را
از پاره های ابر پُر کردم
جای شما خالی !
یک لقمه از حجم سفید ابرهای تُرد
یک پاره از مهتاب خوردم
دیشب پس از سی سال فهمیدم
که رنگ چشمانم کمی میشی است
و بر خلاف سالها پیش
رنگ بنفش و ارغوانی را
از رنگ آبی دوست تر دارم
دیشب برای اولین بار
دیدم که نام کوچکم دیگر
چندان بزرگ و هیبت آور نیست
این روزها دیگر
تعداد موهای سفیدم را نمی دانم
گاهی برای یادبود لحظه ای کوچک
یک روز کامل جشن می گیرم
گاهی
صد بار در یک روز می میرم
حتی
یک شاخه از محبوبه های شب
یک غنچه مریم هم برای مردنم کافی است
گاهی نگاهم در تمام روز
با عابران ناشناس شهر
احساس گنگ آشنایی می کند
گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم را
آهنگ یک موسیقی غمگین
هوایی می کند
اما
غیر از همین حس ها که گفتم
و غیر از این رفتار معمولی
و غیر از این حال و هوای ساده و عادی
حال و هوای دیگری
در دل ندارم
رفتار من عادی است.





نوع مطلب : قیصر امین پور، 
برچسب ها : مجموعه از آینه های ناگهان(دفتر اول)، اشعار زنده یاد قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
شنبه 25 شهریور 1391

چشم هایِ من
این جزیره ها كه در تصرف غم است
این جزیره ها كه از چهار سو محاصره است
در هوایِ گریه هایِ نم نم است
گرچه گریه هایِ گاه گاه من
آب می دهد درخت درد را
برقِ آه بی گناه من
ذوب می‌كند
سد صخره های سخت درد را
فكر می‌كنم
عاقبت هجوم ناگهانِ عشق
فتح می كند
پایتخت درد را.





نوع مطلب : قیصر امین پور، 
برچسب ها : مجموعه آینه های ناگهان، اشعار زنده یاد قیصر امین پور، سال 1367،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 فروردین 1391

ای درختِ آشنا ، شاخه هایِ خویش را
ناگهان کجا جا گذاشتی؟
یا به قول خواهرم «فروغ»
دستهای خویش را...
در کدام باغچه
عاشقانه کاشتی؟
این قرارداد تا ابد میانِ ما برقرار باد:
چشمهایِ من به جایِ دستهایِ تو
من به دستِ تو آب می دهم
تو به چشمِ من آبرو بده
من به چشمهایِ بی قرارِ تو قول می دهم:
ریشه هایِ ما به آب
شاخه هایِ ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم!





نوع مطلب : قیصر امین پور، 
برچسب ها : مجموعه گلها همه آفتابگردانند، زنده یاد قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 فروردین 1391

دور از همه مردم شده‌ام در خودم امشب

پیدا شده‌ام ، گم شده‌ام در خودم امشب

لبریز ز سرمستی و سر ریز ز هستی

دریای تلاطم شده‌ام در خودم امشب

در هر نفسم بوی گلی تازه شکفته‌ست

یک باغ تبسم شده‌ام در خودم امشب

تا نور تو تابیده به طور کلماتم

موسای تکلم شده‌ام در خودم امشب

باریده مگر نم نم نام تو به شعرم

باران ترنم شده‌ام در خودم امشب

هم دانه‌یِ دانایی و هم دام هبوطم

اسطوره‌یِ گندم شده‌ام در خودم امشب





نوع مطلب : قیصر امین پور، 
برچسب ها : اشعار زنده یاد قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
جمعه 5 اسفند 1390
با توام،
ای لنگرِ تسکین
ای تکانهایِ دل
ای آرامشِ ساحل .
با توام
ای نور
ای منشور
ای تمامِ طیفهایِ آفتابی
ای کبودِ  ارغوانی
ای بنفشابی
با توام ای شور ، ای دلشوره‌یِ شیرین
با توام
ای شادیِ غمگین
با توام
ای غم
غم مبهم
ای نمی دانم
هر چه هستی باش
اما کاش...
نه ، جز اینم آرزویی نیست :
هر چه هستی باش
اما باش.




نوع مطلب : قیصر امین پور، 
برچسب ها : مجموعه از آینه های ناگهان ( دفتر اول )، زنده یاد قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1 اسفند 1390

وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونانکه بایدند

نه بایدها...

مثل همیشه آخر حرفم

و حرف آخرم را
با بغض می خورم

عمری است لبخندهای لاغر خود را

در دل ذخیره می کنم:

باشد برای روز مبادا!

اما در صفحه های تقویم

روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هرچه باشد

روزی شبیه دیروز ، روزی شبیه فردا

روزی درست مثل همین روزهای ماست

اما کسی چه می داند؟

شاید امروز نیز روز مبادا باشد

وقتی تونیستی

نه هست های ما چونانکه بایدند

نه بایدها...

هرروز بی تو

روز مباداست.





نوع مطلب : قیصر امین پور، 
برچسب ها : اشعار استاد قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 بهمن 1390

خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیر
آسمانِ بی هدف ، بادهایِ بی طرف
ابرهایِ سر به راه ، بیدهایِ سر به زیر
ای نظاره‌یِ شگفت ، ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر
آیه آیه ات صریح ، سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط ، مثل سطری از کویر
مثل شعر ناگهان ، مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی ، اجتناب ناپذیر
ای مسافر غریب ، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم ، با تو در همین مسیر
از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور ! دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها
این منم در این طرف ، پشت میله ها اسیر
دست خسته‌یِ مرا ، مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر 





نوع مطلب : قیصر امین پور، 
برچسب ها : مجموعه از آیینه های ناگهان(دفتر اول)، اشعار استاد قیصر امین پور،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 3 بهمن 1390




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به كوچه باغ شعر پارسی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای در كوچه باغ شعر پارسی محفوظ است