تبلیغات
در كوچه باغ شعر پارسی - مطالب مهدی سهیلی
در كوچه باغ شعر پارسی
دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مرا با خود آشنا کن
ای هم گریه‌یِ دور
تا گل تنهایی‌ات را
ببویم و از غصه لبریز شوم

مرا با خود آشنا کن،
تا تلاوت كنم
دلتنگیهای مه گرفته ات را
در سكوتی كه هم كلام می شود
با دریا و آه و ابر

مرا با خود آشنا کن،
تا بدانم پیشه ات چیست
که این گونه ماهرانه قاب گرفته ای
تنهایی هایت را در غم صدایت

مرا با خود آشنا کن
تا هم گریه شوم با تو
در شبی بارانی
كه هر قطره قطره اش
رویای سلامی است از تو
بر بغض های تعبیر شده ام
مرا با خود آشنا كن



تاریخ تاسیس : 1390.10.24

نویسندگان
نظرسنجی
به اشعار کدام یک از شاعران ذیل علاقه مند هستید؟











تو رنجه بودی ز دیدن من ولی سفر را بهانه كردی

مرا در این غم ز پا فكندی اسیر آه شبانه كردی

به روزگاران چو عندلیبی با یاد رویت ترانه خواندم

به وقت رفتن به تیر غمها گلوی ما را نشانه كردی

اگر ز دستم به جان رسیدی و گر محبت ز من ندیدی

مرا ببخشا خطا ز من بود تو ای پری‌رو خطا نكردی

نشانی از ما دگر نجویی، بهانه بس كن چرا نگویی

كه رنجه بودی ز دیدن من ولی سفر را بهانه كردی


عندلیب : بلبل





نوع مطلب : مهدی سهیلی، 
برچسب ها : مجموعه لحظه ها و صحنه ها، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار مهدی سهیلی، آرشیو کامل اشعار،
یکشنبه 25 فروردین 1392

در این غم سرا غمگساری نبود
بسی ناله كردیم و یاری نبود
اگر لحظه‌یی خنده بر لب نشست
در آن خنده ها اعتباری نبود
همه عمر ما در زمستان گذشت
به یك روز آن هم بهاری نبود
به هر جمع رفتم پریشان شدم
كه جز مردم سوگواری نبود
بسا زنده دیدم در این خاكدان
كه كاشانه‌اش جز مزاری نبود
یكی گرد برخاست از این كویر
دریغا كه با آن سواری نبود
تو گفتی دگر می شود روزگار
دگر شد ولی روزگاری نبود
مرا مرگ بهتر از این زندگیست
كه در جبر آن اختیاری بود
دلت را مكن رنجه از برد و باخت
كه این زندگی جز قماری نبود





نوع مطلب : مهدی سهیلی، 
برچسب ها : مجموعه لحظه ها و صحنه ها، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار مهدی سهیلی، آرشیو کامل اشعار،
دوشنبه 7 اسفند 1391

کجایی تو ای گرمی جان من؟

که شد زندگی بی تو زندان من

کجایی تو ای تک چراغ شبم؟

که دور از تو جان میرسد بر لبم

لبم بوسه جوی لبِ نوش تُست

در آغوش من بوی آغوش تُست

به هر جا گلی دیده بو کرده ام

ز گلها تو را جستجو کرده ام

شب آمد سیاهی جهان را گرفت

غم تو گریبانِ جان را گرفت

بیا ای درخشنده مهتاب من

که عشق تو بُرد از سرم خواب من

رهایم مکن در غمِ بی کسی

کنم ناله شاید به دادم رسی

خطاکارم اما ز من گوش کن

بیا رفته ها را فراموش کن





نوع مطلب : مهدی سهیلی، 
برچسب ها : مجموعه سرود قرن، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار مهدی سهیلی، آرشیو کامل اشعار،
یکشنبه 8 بهمن 1391

من آبادی نمی خواهم خرابم كن خرابم كن
بسوزان شعله‌ام كن در دهان شعله آبم كن
خوشا آن شب كه با آهی بسوزم هستی خود را
خدایا تا گریزم زین تن خاكی شهابم كن
به نعمت نیستم مایل خدای خانه را خواهم
مرا گر عاشق صادق نمی دانی جوابم كن
اگر جنت بود بی تو و گر دوزخ بود با تو
ز جنت ها گریزانم به دوزخ ها عذابم كن
ز شرم تنگدستی می گریزم از تهی دستان
مرا ای دست قدرت یا بمیران یا سحابم كن
دلم خواهد بسوزم تا به عالم روشنی بخشم
تو ای مهرآفرین در برج هستی آفتابم كن
پس از مرگم تو ای افسانه گو سوز نهانم را
ببر در قصه ها افسانه‌یِ صدها كتابم كن





نوع مطلب : مهدی سهیلی، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار مهدی سهیلی،

به جز غم تو كه با جانِ من هم‌آغوشست
مرا صدایِ تو هر صبح و شام در گوشست
چراغِ خانه‌یِ چشم منی نمی دانی
كه بی تو چشم من و صحن خانه خاموشست
قسم به زلفِ سیاهت چنان پریشانم
كه هر چه غیر تو از خاطرم فراموشست
ز چشمم ای گل مهتاب خفته در پسِ ابر
چو ماه رفتی و شبهایِ من سیه پوشست
هزار شُكر كه گر غایبی ز دیده‌یِ ما
غم فراق تو با اشك من هم‌آغوشست
پرنده یی كه غزلخوان باغ بود پرید
كنون ز داغ غمش باغ سینه گل‌جوشست





نوع مطلب : مهدی سهیلی، 
برچسب ها : مجموعه لحظه ها و صحنه ها، اشعار زنده یاد مهدی سهیلی،
لینک های مرتبط :
شنبه 14 مرداد 1391

به چه مانند کنم موی پریشان ترا؟
به دل تیره شب؟
به یکی هاله دود؟
یا به یک ابر سیاه
که پریشان شده و ریخته بر چهره ماه؟
به نوازشگر جان؟
یا بدان شعله شمعی که بلرزد ز نسیم؟
به چه مانند کنم حالت چشمان ترا؟
به یک نغمه جادویی از پنجه گرم
به یکی اختر رخشنده بدامان سپهر؟
یا به الماس سیاهی که بشویندش در جام شراب؟
به غزلهای نوازشگر حافظ در شب؟
یا به سرمستی طغیانگر دوران شباب؟
به چه مانند کنم سرخی لبهای ترا؟
به یکی لاله شاداب که بنشسته به کوه؟
به شرابی که نمایان بود از جام بلور؟
به صفای گل سرخی که بخندد در باغ؟
به شقایق که بود جلوه گر بزم چمن؟
یا به یاقوت درخشانی در نور چراغ؟
مرمر صاف تنت را به چه مانند کنم؟
به بلوری سیراب؟ به یکی ابر سپید؟
یا به یک مخمل خوشرنگ نوازشگر گرم
یا به سیمای گل انداخته از دولت شرم؟
به پرندی که کند جلوه گرمی در مهتاب؟
به گل یاس که پاشیده بر آن پرتو ماه؟
یا به قویی که رود نرم و سبک در آب؟
به چه مانند کنم جلوه پستان ترا؟
به یکی گوی بلور
که بود بر سر آن دانه لعل؟
یا به یک تنگ بلورین که بود پر ز شراب؟
به یکی شیشه عطر
که دهد بوی بهشت؟
یا به لیموی پر از شهد که لرزد در آب؟
به چه مانند کنم خلوت آغوش ترا؟
به یکی بستر گل؟
به پرستشگه عشق؟
یا به خلوتگه جانها که غم از یاد برد؟
به نفسهای بهار؟
یا به یک خرمن یاس
که شمیم خوش آنرا همه جا باد برد؟
به چه مانند کنم ؟ من ندانم!
به نگاهی تو بگو
به چه مانند کنم؟





نوع مطلب : مهدی سهیلی، 
برچسب ها : اشعار زنده یاد مهدی سهیلی،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 فروردین 1391




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به كوچه باغ شعر پارسی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای در كوچه باغ شعر پارسی محفوظ است