تبلیغات
در كوچه باغ شعر پارسی - مطالب مهدی اخوان ثالث
در كوچه باغ شعر پارسی
دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مرا با خود آشنا کن
ای هم گریه‌یِ دور
تا گل تنهایی‌ات را
ببویم و از غصه لبریز شوم

مرا با خود آشنا کن،
تا تلاوت كنم
دلتنگیهای مه گرفته ات را
در سكوتی كه هم كلام می شود
با دریا و آه و ابر

مرا با خود آشنا کن،
تا بدانم پیشه ات چیست
که این گونه ماهرانه قاب گرفته ای
تنهایی هایت را در غم صدایت

مرا با خود آشنا کن
تا هم گریه شوم با تو
در شبی بارانی
كه هر قطره قطره اش
رویای سلامی است از تو
بر بغض های تعبیر شده ام
مرا با خود آشنا كن



تاریخ تاسیس : 1390.10.24

نویسندگان
نظرسنجی
به اشعار کدام یک از شاعران ذیل علاقه مند هستید؟











ساقیا پُر کن به یاد چشم او جامی دگر

تا بسوی عالم مستی زنم گامی دگر

چشم مستت را بنازم تازه از راه آمدم

بعد ازین جامی که دادی باز هم جامی دگر

تا مگر مستانه بر گیرم قلم وز راه دور

باز بفرستم بسوی دوست پیغامی دگر

رو که زین پس از کبوتر عاشقی آموختم

گر نشد بام تو، جویم دانه از بامی دگر

ای " امید " از مستی و از عشق برخوردار شو

خوشتر از ایام مستی نیست ایامی دگر

خنده ی خورشید را هر صبح دانی چیست رمز؟

گوید از عمرت گذشت ای بی خبر شامی دگر





نوع مطلب : مهدی اخوان ثالث، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار مهدی اخوان ثالث، زندگینامه مهدی اخوان ثالث، آرشیو کامل اشعار،

چون سبویی‌ست پُر از خون، دل بی کینه‌یِ من
این که قندیل غم آویخته در سینه‌یِ من
ندهد طفل ِمرا شادی و غم راحت و رنج
پُر تفاوت نکند شنبه و آدینهٔ من
زندگی نامدم این مغلطه‌یِ مرگ و دم، آه
آب از جوی ِ سرابم دهد آیینه‌یِ من
کهکشان‌ها همه با آتش و خون فرش شود
سر کِشد یک دم اگر دود ِدل از سینه‌یِ من
پُر شد از قهقه دیوانگیش چاه ِشغاد
شکر ِ کاووس شه این است ز تهمینه‌یِ من
با می ِناب ِمغان در خُم ِ خیام، امید
خیز و جمشید شو از جام سفالینه‌یِ من
شعر قرآن و اوستاست کزین سان دم ِنزع
خانه روشن کند از سوز من و سینه‌یِ من
سال دیگر که جهان تیره شد از مسخ ِ فرنگ
یاد کن ز آتش ِ روشنگر ِ پارینه‌یِ من

 

پارینه: پارین, پارسال, پارسالی, سال‌گذشته

مسخ: دگرگون‌کردن‌ صورت و برگرداندن آن بصورت زشت تر

شغاد: برادر رستم، زال که رستم را با رخش به حیله در چاه افکند و خود نیز به یک تیر رستم کشته شد





نوع مطلب : مهدی اخوان ثالث، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار مهدی اخوان ثالث، زندگینامه مهدی اخوان ثالث، آرشیو کامل اشعار،
پنجشنبه 10 مرداد 1392

خانه‌ام آتش گرفته‌ست
آتشی جان‌سوز
هر طرف می‌سوزد این آتش
پرده‌ها و فرش‌ها را
تارِشان با پود
من به هر سو می‌دَوم گریان
در لَهیبِ آتشِ پُر دود
وز میانِ خنده‌هایم تلخ
و خروش گریه‌ام ناشاد
از درونِ خسته‌یِ سوزان
می‌کنم فریاد، ای فریاد
خانه‌ام آتش گرفته‌ست
آتشی بی‌رحم
هم‌چنان می‌سوزد این آتش
نقشی‌هایی را که من
بستم به خونِ دل
بر سر و چشمِ در و دیوار
در شبِ رسوای بی‌ساحل
وای بر من ، وای بر من
سوزد و سوزد غنچه‌هایی را که پروردم
به‌دشواری در دهان گودِ گلدان‌ها
روزهای سخت بیماری
از فراز بام‌هاشان شاد
دشمنانم موزیانه خنده‌های فتح‌شان بر لب
بر منِ آتش به‌جان ناظر
در پناه این مُشَّبَک شب
من به هر سو می‌دوم گریان
از این بیداد می‌کنم فریاد، ای فریاد
وای بر من، هم‌چنان می‌سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
وآن‌چه دارد منظر و ایوان
من به‌دستانِ پُر از تاول
این طرف را می‌کنم خاموش
وز لهیب آن رَوَم از هوش
زان دگرسو شعله برخیزد، به‌ گِردش دود
تا سحرگاهان که می‌داند
که بود من شود نابود
خفته‌اند این مهربان همسایه‌گانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشتِ خاکستر
وای آیا هیچ سر بر می‌کنند از خواب
مهربان همسایه‌گانم از پیِ اِمداد
سوزدم این آتشِ بی‌دادگر بنیاد
می‌کنم فریاد، ای فریاد، فریاد





نوع مطلب : مهدی اخوان ثالث، 
برچسب ها : مجموعه زمستان، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار استاد مهدی اخوان ثالث، آرشیو کامل اشعار، زندگینامه مهدی اخوان ثالث،
پنجشنبه 14 دی 1391

باز هم آن روزها و شب هایی كه همرنگند
روز هیچ از روز پیدا نی
و شب از شب نگسلد گویی
آه... گویا باز هم باید
هفته‌ای را رفته پندارم
هفته ای زرین
از شبانروزان فروردین
غرق خواهد گشت در بیهودگی شاید
بس كه باران شبانروزی
آید و آید
و دریچه روزنی زین سقف ماتم فام نگشاید
باز هم آن روز و شب هایی كه تاریكند
روز همچون شب چراغ رنگ ها خاموش
همچنان رنگ چراغان، مات
بازگویی تا پسین واپسین ایام
همچنان در گریه خواهد بود
این سیاه ، این سقف ماتم ، بام بی‌اندام
باز باران، باز هم باران
چون پریر و دوش و دی، امروز
باز بارانی كه ساعت هاست می بارد
زین سیاهِ ساكت دلگیر
قطره ها پیوسته همچون حلقه زنجیر
باز آن ساعات پی در پی نشستن، وز پس شیشه
اشك ریزان خدا را دیدن و دیدن
گوش دادن، غرق اندیشه
از مدام ناودان ها ضجه شب را
و گشودن گاه با ترجیع تصنیفی
بسته لب را
و نیاوردن به خاطر هیچ مطلب را
محرم غمگینم، ای شیطان شعر، ای نازنین همزاد
باز در این تیرگی ها از تو خوشنودم
با شگفتی های هستی - این كهن بازیچه بیهودگی - امشب
از تو خوشنودم كه بازم پاره‌ای بر آفرینش زهر خنداندی
از تو نیز ای باده خرسندم
سرد نوشاندی مرا و گرم پوشاندی
و سپاست می گزارم، ای فراخای خیال امشب
كاندرین باران بی پایان
همچنان بی انقطاع آیان
با سكوت سرد من دمساز
همعنانم تا دیار ناكجا راندی
و رسیلم بودی و ترجیع شیوای خموشی را
در حزین ساز من،
سوی چشم انداز روحم، باغ تنهایی
راندی و آنكه مرا خواندی
به تماشای تماشایی
ور نه امشب، باز هم باران
زندگی را زهر من می كرد
ورنه كس جز بی كسی آیا
با سكوت من سخن می كرد؟





نوع مطلب : مهدی اخوان ثالث، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار استاد مهدی اخوان ثالث، زندگینامه مهدی اخوان ثالث،

سکوت، صدایِ گامهایم را باز پس می دهد
با شب خلوت به خانه می روم
گَله‌ای کوچک از سگها، بر لاشه‌یِ سیاهِ خیابان می دوند
خلوتِ شب آنها را دنبال می کند
و سکوت، نجوای گامهاشان را می شوید.
من او را به جای همه بر می گزینم
و او می داند که من راست می گویم
او همه را به جای من بر می گزیند
و من می دانم که همه دروغ می گویند
چه می ترسد از راستی و دوست داشته شدن ، سنگدل
بر گزیننده‌یِ دروغها
صدای گامهای سکوت را می شنوم
خلوتها از با همی سگها به دروغ و درندگی بهترند
سکوت گریه کرد دیشب
سکوت به خانه ام آمد
سکوت سرزنشم داد
و سکوت ساکت ماند سرانجام
چشمانم را اشک پُر کرده است.





نوع مطلب : مهدی اخوان ثالث، 
برچسب ها : مجموعه آخر شاهنامه، استاد مهدی اخوان ثالث، م.امید،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 شهریور 1391

چو گل در دستِ بیدادِ تو پَرپَر شد نگاه من

چنان کاندر سرایِ سینه ره گم کرد آه من

پلنگِ خشمگینی دید این آهوی صحراگرد

چه زود از نیمه ره برگشت سرگردان نگاهِ من

دلم می سوزد و کاری ز دستم برنمی آید

چو با آن کولیِ خوشبخت می آیی به راه من

تو با او رفتی و رفت آنچه با من نور و شادی بود

کنون من در پناه باده ام ، غم در پناه من

درون سینه عمری آتش عشق تو پروردم

ولی هرگز ندیدم ذره ای مهر از تو ماهِ من

هنوزت دوست می دارم چو شبنم بوسه‌یِ گل را

نگاه دردناک و آرزومندم گواه من

نمی دانی ، نمی دانی ، چه مشتاق و چه محرومم

نمی دانم ، نمی دانم ، چه بود آخر گناه من

چه کرد ای مهربان ترسای پیر میفروش امشب

میِ گرم و سپیدت با دل سرد و سیاه من

که چون آتش به مجمر سوزم و چون می به خم جوشم

پرند از آشیانِ دل کبوترهای آه من





نوع مطلب : مهدی اخوان ثالث، 
برچسب ها : اشعار استاد مهدی اخوان ثالت، م.امید،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391

به دیدارم بیا هر شب،در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشن‌تر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوشِ سیاهی‌ها
دلم تنگ است
بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
در این ایوانِ سرپوشیده، وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده‌ام با این پرستوها و ماهی‌ها
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی
بیا ای همگناه ِ من درین برزخ
بهشتم نیز و هم دوزخ
به دیدارم بیا، ای همگناه، ای مهربان با من
که اینان زود می‌پوشند رو در خواب‌های بی گناهی‌ها
و من می‌مانم و بیداد بی خوابی
در این ایوان سرپوشیدهٔ متروک
شب افتاده‌ست و در تالاب ِ من دیری‌ست
که در خوابند آن نیلوفر آبی و ماهی‌ها، پرستوها
بیا امشب که بس تاریک و تنهایم
بیا ای روشنی، اما بپوشان روی
که می‌ترسم ترا خورشید پندارند
و می‌ترسم همه از خواب برخیزند
و می‌ترسم همه از خواب برخیزند
و می‌ترسم که چشم از خواب بردارند
نمی‌خواهم ببیند هیچ کس ما را
نمی‌خواهم بداند هیچ کس ما را
و نیلوفر که سر بر می‌کشد از آب
پرستوها که با پرواز و با آواز
و ماهی‌ها که با آن رقص غوغایی
نمی‌خواهم بفهمانند بیدارند
شب افتاده‌ست و من تنها و تاریکم
و در ایوان و در تالاب من دیری‌ست در خوابند
پرستوها و ماهی‌ها و آن نیلوفر آبی
بیا ای مهربان با من
بیا ای یاد مهتابی





نوع مطلب : مهدی اخوان ثالث، 
برچسب ها : اشعار استاد مهدی اخوان ثالث،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 فروردین 1391

لحظه‌یِ دیدار نزدیك است
باز من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد ، دلم ، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های ، نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ
های ، نپریشی صفای زلفكم را، دست
و آبرویم را نریزی ، دل
ای نخورده مست
لحظه‌یِ دیدار نزدیك است





نوع مطلب : مهدی اخوان ثالث، 
برچسب ها : مجموعه زمستان، استاد مهدی اخوان ثالث،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 14 فروردین 1391

عید آمد و ما خانه‌یِ خود را نتکاندیم

گردی نستردیم و غباری ننشاندیم

دیدیم که در کسوتِ بخت آمده نوروز

از بیدلی او را ز در خانه برآندیم

هر جا گذری ، غلغله‌یِ ، شادی و شورست

ما آتش اندوه به آبی ننشاندیم

آفاق پر از پیک و پیام است ولی ما

پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم

احباب کهن را نه یکی نامه بدادیم

و اصحاب جوان را نه یکی بوسه ستاندیم

من دانم و غمگین دلت ای خسته کبوتر

سالی سپری گشت و تو را ما نپراندیم

ماننده‌یِ افسون زدگان ره به حقیقت

بستیم و جز افسانه‌یِ بیهوده نخواندیم

از نه خم گردون بگذشتند حریفان

مسکین دل و من در خم این زاویه ماندیم

طوفان بتكاند مگر "امید" كه صد بار

عید آمد و ما خانه خود را نتكاندیم





نوع مطلب : مهدی اخوان ثالث، 
برچسب ها : استاد مهدی اخوان ثالث،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 اسفند 1390

آب و آتش نسبتی دارند جاویدان
مثل شب با روز ، اما از شگفتی‌ها
ما مقدس آتشی بودیم و آب زندگی در ما
آتشی با شعله های آبی زیبا
آه ، سوزدم تا زنده ام یادش که ما بودیم
آتشی سوزان و سوزاننده و زنده
چشمه‌یِ بس پاکی روشن
هم فروغ و فر دیرین را فروزنده
هم چراغ شب زدای معبر فردا
آب و آتش نسبتی دارند دیرینه
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
خاست فریادی و درد آلود فریادی
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد این از یاد
کآتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
گفتم و می گویم و پیوسته خواهم گفت
ور رود بود و نبودم
همچنان که رفته است و می رود
بر باد





نوع مطلب : مهدی اخوان ثالث، 
برچسب ها : مجموعه زمستان، اشعار استاد مهدی اخوان ثالث،
لینک های مرتبط :
جمعه 19 اسفند 1390

قاصدك!
هان ،
چه خبر آوردی ؟ خوش خبر باشی ،
اما ، ‌اما...
گرد بام و در من...
بی ثمر می‌گردی.
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری ، نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا كه بود چشمی و گوشی با كس
برو آنجا كه تو را منتظرند
قاصدك !
در دل من همه كورند و كرند
دست بردار از ین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه‌های همه تلخ
با دلم می‌گوید
كه دروغی تو ، دروغ
كه فریبی تو ، فریب
قاصدك
هان،
ولی ... آخر...
ای وای...
راستی آیا رفتی با باد؟
با توام،
آی!
كجا رفتی؟
آی!
راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاكستر گرمی، جایی ؟
در اجاقی طمع شعله نمی‌بندم...
خردك شرری هست هنوز ؟
قاصدك ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می‌گریند.





نوع مطلب : مهدی اخوان ثالث، 
برچسب ها : مجموعه آخر شاهنامه، اشعار استاد مهدی اخوان ثالث،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 بهمن 1390

سلامت را نمی ‌خواهند پاسخ گفت‌،

سرها در گریبان است‌.

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ ‌گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید نتواند،

که ره تاریک و لغزان است‌.

و گر دستِ محبّت سوی کس یازی‌،

به اکراه آورد دست از بغل بیرون‌؛

که سرما سخت سوزان است‌.

نفس‌، کز گرمگاه سینه می‌آید برون‌، ابری شود تاریک‌

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت‌

نفس کاین است‌، پس دیگر چه داری چشم‌

ز چشم‌ِ دوستانِ دور یا نزدیک‌؟

مسیحایِ جوانمرد من

ای ترسای پیرِ پیرهن‌ چرکین‌!

هوا بس ناجوانمردانه سرد است‌...

آی‌...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ‌ گوی‌، در بگشای‌

منم من‌، میهمانِ هر شبت‌، لولی‌وش‌ِ مغموم‌

منم من‌، سنگ‌ِ تیپا خورده رنجور

منم‌، دشنام پست آفرینش‌، نغمه ناجور

نه از رومم‌، نه از زنگم‌، همان بیرنگ‌ِ بیرنگم‌

بیا بگشای در، بگشای‌، دلتنگم‌.

حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشتِ در چون موج می‌لرزد

تگرگی نیست‌، مرگی نیست‌

صدایی گر شنیدی‌، صحبتِ سرما و دندان است‌.

من امشب آمدستم وام بگزارم‌

حسابت را کنار جام بگذارم‌

چه می‌گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟

فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی‌ِ بعد از سحرگه نیست‌

حریفا! گوش‌ِ سرما برده است این‌، یادگار سیلی سرد زمستان است‌

و قندیل سپهر تنگ میدان‌، مرده یا زنده‌،

به تابوت‌ِ ستبرِ ظلمت نُه‌توی مرگ‌اندود، پنهان است‌

حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است‌

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ‌گفت‌.

هوا دلگیر، درها بسته‌، سرها در گریبان‌، دستها پنهان‌،

نفسها ابر، دل ها خسته و غمگین‌،

درختان اسکلت های بلورآجین‌،

زمین دلمرده‌، سقف‌ِ آسمان کوتاه‌،

غبارآلوده مهر و ماه‌،

زمستان است‌.                                                                                               





نوع مطلب : مهدی اخوان ثالث، 
برچسب ها : مجموعه زمستان، برای احمد شاملو،
لینک های مرتبط :

در میکده ام چون من بسی اینجا هست
مِی حاضر

و من

نبرده ام سویش دست
باید امشب ببوسم این ساقی را
کنون گویم که نیستم بیخود و مست
در میکده ام:

دگر کسی اینجا نیست
و اندر جامم

دگر نمی صهبا نیست
مجروحم و مستم و عسس می بردم
مردی ، مددی ، اهل دلی ، آیا نیست ؟





نوع مطلب : مهدی اخوان ثالث، 
برچسب ها : مجموعه زمستان، اشعار مهدی اخوان ثالث،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 دی 1390




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به كوچه باغ شعر پارسی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای در كوچه باغ شعر پارسی محفوظ است