تبلیغات
در كوچه باغ شعر پارسی - مطالب عماد خراسانی
در كوچه باغ شعر پارسی
دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مرا با خود آشنا کن
ای هم گریه‌یِ دور
تا گل تنهایی‌ات را
ببویم و از غصه لبریز شوم

مرا با خود آشنا کن،
تا تلاوت كنم
دلتنگیهای مه گرفته ات را
در سكوتی كه هم كلام می شود
با دریا و آه و ابر

مرا با خود آشنا کن،
تا بدانم پیشه ات چیست
که این گونه ماهرانه قاب گرفته ای
تنهایی هایت را در غم صدایت

مرا با خود آشنا کن
تا هم گریه شوم با تو
در شبی بارانی
كه هر قطره قطره اش
رویای سلامی است از تو
بر بغض های تعبیر شده ام
مرا با خود آشنا كن



تاریخ تاسیس : 1390.10.24

نویسندگان
نظرسنجی
به اشعار کدام یک از شاعران ذیل علاقه مند هستید؟











من ز بیداد تو هرگز نکنم ناله و داد

داد از آنکس که چنین چهره زیبا به تو داد

سوختم، سوختم از هجر به فریادم رس

پیش از آن روز که از خانه‌ام آید فریاد

توبه کردم که دگر دل به کسی نسپارم

اگر از حلقه یِ گیسوی تو گردد آزاد

غافلی در شب هجران تو چون می‌سوزم

آنچنان مست که پروانه ز من گیرد یاد

دست من، گیسوی تو؟ آه، خیالیست محال

مگر آن دم که غبارم برساند به تو باد

پرسم آخر، چه زیانیست تو را گر که شبی

به یکی بوسه کنی خاطر ناشادی شاد

ور بترسی دل زارم ز خرابی برهد

با خبر باش که این خانه نگردد آباد

لب شیرین تو را غیر منی می‌بوسد

چه کنم گر نزنم تیشه به سر چون فرهاد

بخت ما از سر مژگان تو برگشته‌تر است

عجبی نیست که از ما نکنی هرگز یاد

دلبرا، ای که دم عیسی مریم داری

چه شود گر شبی آئی سر بالین عماد





نوع مطلب : عماد خراسانی، 
برچسب ها : غزلیات استاد عماد خراسانی، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار عماد خراسانی، آرشیو کامل اشعار،

تو که درد دل دیوانه من می دانی

چند دور از تو خورم خون جگر پنهانی

عاشق عشقم و دیوانه دیوانگیم

منما راه که دارم سر سرگردانی

دل به دریا زدن و دم نزدن می خواهد

هر خسی را نرسد زندگی طوفانی

گر تو از بی سر و سامانی من دلشادی

سر فرازم من  از این بی سری و سامانی

شادی هر دو جهانش نکشد جانب خویش

آن دلی را که تو گاهی به هوس رنجانی

ما ندیدیم به استادی تو صیادی

مشکل است این همه دل برد به این آسانی

آخر ای خسرو خوبان دل من خانه تست

خانه شاه که دیده است به این ویرانی

فکر من باش شبی ورنه بیاید روزی

که تو هم نیز به درمان دلم درمانی

عشق هم درد عجیبی است عمادا که از آن

قسمت عقل نکردند به جز حیرانی

جان من باد فدای تو که حافظ گفت

((جان فدای تو که هم جانی و هم جانانی))





نوع مطلب : عماد خراسانی، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار عماد خراسانی، آرشیو کامل اشعار،

ما عاشقیم و خوشتر از این کار، کار نیست

یعنی به کارهای دگر اعتبار نیست

دانی بهشت چیست که داریم انتظار؟

جز ماهتاب و باده و آغوش یار نیست

فصل بهار، فصل جنون است و این سه ماه

هر کس که مست نیست یقین هوشیار نیست

سنجیده ایم ما، به جز از موی و روی یار

حاصل ز رفت و آمد لیل و نهار نیست

خندید صبح بر من و بر انتظار من

زین بیشتر ز خوی توام انتظار نیست

دیشب لبش چو غنچه تبسم به من نمود

اما چه سود زانکه به یک گل بهار نیست

فرهاد یاد باد که چون داستان او

شیرین حکایتی ز کسی یادگار نیست

ناصح مکن حدیث که صبر اختیار کن

ما را به عشق یار ز خویش اختیار نیست

برخیز دلبرا که در آغوش هم شویم

کان یار یار نیست که اندر کنار نیست

امید شیخ بسته به تسبیح و خرقه است

گویا به عفو و لطف تو امیدوار نیست

بر ما گذشت نیک و بد، اما تو روزگار

فکری به حال خویش کن این روزگار نیست

بگذر ز صید و این دو سه مه با عماد باش

صیاد من بهار که فصل شکار نیست





نوع مطلب : عماد خراسانی، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار عماد خراسانی، آرشیو کامل اشعار،
جمعه 10 خرداد 1392




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به كوچه باغ شعر پارسی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای در كوچه باغ شعر پارسی محفوظ است