تبلیغات
در كوچه باغ شعر پارسی - مطالب حسین پناهی
در كوچه باغ شعر پارسی
دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مرا با خود آشنا کن
ای هم گریه‌یِ دور
تا گل تنهایی‌ات را
ببویم و از غصه لبریز شوم

مرا با خود آشنا کن،
تا تلاوت كنم
دلتنگیهای مه گرفته ات را
در سكوتی كه هم كلام می شود
با دریا و آه و ابر

مرا با خود آشنا کن،
تا بدانم پیشه ات چیست
که این گونه ماهرانه قاب گرفته ای
تنهایی هایت را در غم صدایت

مرا با خود آشنا کن
تا هم گریه شوم با تو
در شبی بارانی
كه هر قطره قطره اش
رویای سلامی است از تو
بر بغض های تعبیر شده ام
مرا با خود آشنا كن



تاریخ تاسیس : 1390.10.24

نویسندگان
نظرسنجی
به اشعار کدام یک از شاعران ذیل علاقه مند هستید؟











بیا یک روز به قبرستان نیچه برویم

و روی مزارِ نیچه

دو دسته گل بابونه بگذاریم

و بگوییم :

ما از دیار زرتشت می‌آییم،

پیامبری که

خدایش هرگز نمی‌میرد!





نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار حسین پناهی، آرشیو کامل اشعار، زندگینامه حسین پناهی،
سه شنبه 27 خرداد 1393

به من بگویید

فرزانه گان رنگ بوم و قلم

چگونه

خورشیدی را تصویر می کنید

که ترسیمش

سراسر خاك را خاكستر نمی کند؟





نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها : مجموعه ستاره، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار حسین پناهی، آرشیو کامل اشعار،
پنجشنبه 5 بهمن 1391

شب و روزت همه بیدار

كه آید شاید،

كور شد دیده بر این

كوره رهِ شاید‌ها

شاید ای دل

كه مسیحا نفست

آمد و رفت،

باختی هستی خود

بر سر می آید ها





نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها : از مجموعه نمی دانم ها، اشعار زنده یاد حسین پناهی، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 آبان 1391

در انتهایِ هر سفر
در آیینه
دارو ندار خویش را مرور میکنم
این خاک تیره ، این زمین
پاپوشِ پای خسته ام
این سقفِ کوتاه آسمان
سرپوشِ چشم بسته ام
اما خدای دل،
در آخرین سفر
در آیینه به جز دو بیکرانه کران
به جز زمین و آسمان
چیزی نمانده است
گم گشته ام کجا
ندیده ای مرا؟





نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها : مجموعه ستاره، اشعار زنده یاد حسین پناهی، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 شهریور 1391

مادربزرگ
گم کرده ام در هیاهوی شهر
آن نظر بند سبز را
که در کودکی بسته بودی به بازوی من.
در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق
خمره دلم
بر ایوان سنگ و سنگ شکست
دستم به دست دوست ماند
پایم به پای راه رفت.
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تکه تکه از دست رفته ام
در روز روز زندگانیم





نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها : اشعار زنده یاد حسین پناهی، مجموعه ستاره ها،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 مرداد 1391
می دانی؟
یک وقت هایی باید
رویِ یک تکه کاغذ بنویسی
تعطیل است
و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال سوت بزنی
در دلت بخندی به تمام افکاری که
پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویی:
بگذار منتظر بمانند.




نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها : زنده یاد حسین پناهی،
لینک های مرتبط :
شنبه 13 خرداد 1391
بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم.
چرا صدایم کردی
چرا ؟
سراسیمه و مشتاق
سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی
نشان به آن نشان
که دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت
و عصر
عصر والیوم بود
و فلسفه بود
و ساندویچ دل وجگر



نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها : مجموعه ستاره، اشعار زنده یاد حسین پناهی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391

برایم دعا کن

چشمانِ تو گل آفتابگردانند

به هر کجا که نگاه کنی،

خدا آنجاست

هزارمین سیگارم را روشن می کنم

پس چرا سکته نمی کنم؟

نمی دانم...





نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها : اشعار زنده یاد حسین پناهی، برایم دعا كن،
لینک های مرتبط :
جمعه 11 فروردین 1391

به ساعت نگاه میکنم
حدود سه نصف شب است
چشم می بندم که مبادا چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره می روم
سوسوی چند چراغ مهربان...
و سایه کشدار شبگردان خمیده
و خاکستری گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانی چند خروس
از شوق به هوا می پرم چون کودکیم
و خوشحال که هنوز
معمای سبز رودخانه از دور
برایم حل نشده است.
آری از شوق به هوا می پرم
و خوب می دانم سال هاست که مرده ام.





نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها : مجموعه سلام خداحافظ، اشعار زنده یاد حسین پناهی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 بهمن 1390

من زندگی را دوست دارم

ولی از زندگیِ دوباره می ترسم.
دین را دوست دارم
ولی از کشیش ها می ترسم.
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبانها می ترسم.
عشق را دوست دارم
ولی از زنها می ترسم.
کودکان را دوست دارم
ولی از آئینه می ترسم.
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم.
من می ترسم
پس هستم
اینچنین می گذرد روز و روزگارِ من
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم.





نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها : اشعار زنده یاد حسین پناهی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 بهمن 1390

هیچ وقت ،

هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد!

امشب دلی کشیدم

شبیه نیمه ی سیبی،

که به خاطر لرزش دستانم

در زیر آواری از رنگ ها

ناپدید ماند ....





نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها : مجموعه ستاره، اشعار زنده یاد حسین پناهی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 9 بهمن 1390

کهکشانها ، کو زمینم ؟

زمین ، کو وطنم ؟

وطن ، کو خانه ام ؟

خانه ، کو مادرم ؟

مادر ، کو کبوترانه ام ؟

معنای این همه سکوت چیست ؟

من گم شده ام در تو

یا تو گم شدی در من ای زمان؟!

کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پائین نیامده بودم!!

کاش!





نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها : اشعار حسین پناهی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 27 دی 1390




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به كوچه باغ شعر پارسی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای در كوچه باغ شعر پارسی محفوظ است