تبلیغات
در كوچه باغ شعر پارسی - مطالب سیمین بهبهانی
در كوچه باغ شعر پارسی
دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مرا با خود آشنا کن
ای هم گریه‌یِ دور
تا گل تنهایی‌ات را
ببویم و از غصه لبریز شوم

مرا با خود آشنا کن،
تا تلاوت كنم
دلتنگیهای مه گرفته ات را
در سكوتی كه هم كلام می شود
با دریا و آه و ابر

مرا با خود آشنا کن،
تا بدانم پیشه ات چیست
که این گونه ماهرانه قاب گرفته ای
تنهایی هایت را در غم صدایت

مرا با خود آشنا کن
تا هم گریه شوم با تو
در شبی بارانی
كه هر قطره قطره اش
رویای سلامی است از تو
بر بغض های تعبیر شده ام
مرا با خود آشنا كن



تاریخ تاسیس : 1390.10.24

نویسندگان
نظرسنجی
به اشعار کدام یک از شاعران ذیل علاقه مند هستید؟











بگذار که در حسرتِ دیدار بمیرم

در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم

دشوار بود مُردن و روی تو ندیدن

بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم

بگذار که چون ناله‌یِ مرغان شباهنگ

در وحشت و اندوه شب تار بمیرم

بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب

در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم

بگذار چو خورشید گدازنده‌یِ مس‌فام

در دامن شب با تن تبدار بمیرم

بگذار شوم سایه‌یِ ایوان بلندت

سویت خزم و گوشه‌یِ دیوار بمیرم

می میرم از این درد که جان دگرم نیست

تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم

تا بوده ام ای دوست، وفادار تو بودم

بگذار بدان گونه وفادار بمیرم





نوع مطلب : سیمین بهبهانی، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار سیمین بهبهانی، آرشیو کامل اشعار،
پنجشنبه 24 اسفند 1391

بیا بیا که به سر ،‌ باز هم هوای تو دارم
به سر هوای تو دارم ، به دل وفای تو دارم
مرا سری ست پر از شور و التهاب جوانی
که آرزوی نثارش به خاک پای تو دارم
چون گل نشسته به خون و چو غنچه بسته دهانم
چو لاله بر دل خود داغ از جفای تو دارم
بلای جان منت آفرید و کرد اسیرم
شکایت از تو ندارم که از خدای تو دارم
به هجر کرده دلم خو ،‌ طمع ز وصل بریدم
که درد عشق تو را خوشتر از دوای تو دارم
به خامشی هوس سوختن چو شمع نمودم
به زندگی طلب مردن از برای تو دارم
خطا نکردم و کشتی مرا به تیر نگاهت
عجب ز تیر نشانگیر بی خطای تو دارم
به دام من دل شیران شرزه بود فتاده
غزال من چه شد کنون که سر به پای تو دارم؟
نکرد رحم به من گرچه دید تشنه‌یِ وصلم
همیشه این گله زان لعل جانفزای تو دارم
دلم ز غم پُر و جامم ز باده ، جای تو خالی
که بنگری که چه همصحبتی به جای تو دارم
به پیشت ار چه خموشم ولیکن از تو چه پنهان
که با خیال تو گفتار در خفای تو دارم 





نوع مطلب : سیمین بهبهانی، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار سیمین بهبهانی، آرشیو کامل اشعار،
شنبه 21 بهمن 1391

گفتم مگر به صبر فراموش من شوی
کی گفتم آفت خِرد و هوش من شوی ؟
فریاد را به سینه شکستم که خوش‌ترست
آگه به دردم از لب خاموش من شوی
سوزد تنم در آتش تب ای خیال او
ترسم بسوزمت چو همآغوش من شوی
بنگر به شمع سوخته از شام تا به صبح
تا باخبر ز حال شب دوش من شوی
ای اشک ، نقش عشق وی از جان من بشوی
شاید ز راه لطف خطا پوش من شوی
می نوشمت، به عشق قسم، ای شرنگ غم
کز دست او اگر برسی ‌نوش من شوی
گر سر نهد به شانه‌یِ من آفتاب من
ای آفتاب ،‌ جلوه گر از دوش من شوی
سیمین ز درد کرده فراموش ، خویش را
اما تو کی شود که فراموش من شوی؟





نوع مطلب : سیمین بهبهانی، 
برچسب ها : در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار سیمین بهبهانی، آرشیو کامل اشعار،
چهارشنبه 18 بهمن 1391

روزی آید که دلم هیچ تمنا نکند
دیده ام غنچه به دیدار کسی وا نکند
وین سبک جوش گران مایه - که خون نام وی است-
ره به آوند تهی ماندهیِ رگ ها نکند
یاد آغوش کسی سینهیِ آرام مرا
موج خیز هوس این دل شیدا نکند
دیده آن گونه فروبسته بماند که اگر
صد چمن لاله دمد، نیم تماشا نکند
لیک امروز که سرمست می ِ زندگیم
دلم از عشق نیاساید و پروا نکند
از لگد کوب ِ‌هوس، پیکر تقوا نرهد
تا مرا این دل سودازده رسوا نکند





نوع مطلب : سیمین بهبهانی، 
برچسب ها : مجموعه مرمر، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار سیمین بهبهانی،

دیشب، ای بهتر ز گل در عالم خوابم شکفتی
شاخِ نیلوفر شدی در چشم پُر آبم شکفتی
ای گل وصل از تو عطرآگین نشد آغوش گرمم
گر چه بشکفتی ولی در عالم خوابم شکفتی
بر لبش، ای بوسه‌یِ شیرین تر از جان غنچه کردی
گل شدی، بر سینه‌یِ هم رنگ سیمابم شکفتی
شام ابرآلود طبعم را دمی چون روز کردی
آذرخشی بودی و در جانِ بی تابم شکفتی
یک رگم خالی نماند از گردش تند گلابت
ای گل مستی که در جام مِی نابم شکفتی
بستر خویش از حریری نرم چون مهتاب کردم
تا تو چون گل های شب در باغ مهتابم شکفتی
خوابگاهم شد بهشتی، بسترم شد نوبهاری
تا تو، ای بهتر ز گل در عالم خوابم شکفتی





نوع مطلب : سیمین بهبهانی، 
برچسب ها : مجموعه مرمر، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار سیمین بهبهانی،
شنبه 13 خرداد 1391

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشم
زخمه بر تارِ دلم زن که درآری به خروشم
چون صدف مانده تهی سینه ام از گوهر عشق
ساز کن سازِ غم امشب که سراپا همه گوشم
کم ز مینا نیم ای دوست! که گَردش بزدایی
دست مهری چه شود گر بکشی بَر بر و دوشم
من زمین گیر گیاهم، تو سبک سیر نسیمی
که به زنجیر وفایت نکشم هر چه بکوشم
تا به وقت سحرم چون گل خورشید برویی
دیده صد چشمه فروریخت به دامن شب دوشم
بزمی آراسته کن تا پی تاراج قرارت
تن چون عاج به پیراهن مهتاب بپوشم
چو خُم باده در این شوق که گرمت کنم امشب،
همه شادی، همه شورم، همه مستی، همه جوشم
تو و آن الفت دیرین، من و این بوسه ی شیرین
به خدا باده پرستی به خدا باده فروشم





نوع مطلب : سیمین بهبهانی، 
برچسب ها : مجموعه مرمر، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار سیمین بهبهانی،
شنبه 20 اسفند 1390

هر عهد که با چشمِ دل انگیز تو بستم
امشب همه را چون سرِ زلفِ تو شکستم
فریاد زنان ،‌ ناله کنان ، عربده جویان
زنجیر ز پایِ دلِ دیوانه گسستم
جز دل سیَهی ، فتنه گری ، هیچ ندیدم

چندان که به چشمانِ سیاهت نگرستم
دوشیزه‌یِ سرزنده‌یِ عشق و هوسم را
در گور نهفتم به عزایش بنشستم
می خوردم و مستی ز حد افزودم و آنگاه
پیمان تو ببریدم و پیمانه شکستم
عشقت ز دل خون شده ام دست نمی شست

من کشتمش امروز بدین عذر که مستم
در پای کشم از سر آشفتگی و خشم
 
روزی اگر افتد دل سخت تو به دستم





نوع مطلب : سیمین بهبهانی، 
برچسب ها : مجموعه جای پا(از خود گفتن)، اشعار سیمین بهبهانی،
لینک های مرتبط :
شنبه 6 اسفند 1390
دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم ، کجا روم ، کجا من؟
کجا روم که راهی به گلشنی ندارم
که دیده برگشودم به کنج تنگنا من
نه بسته‌ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته‌پاره بر موج، رها، رها، رها من
ز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک، از او جدا، جدا من!
نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی
که تَر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده‌ام چرا من؟
ستاره‌ها نهفتم ، در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من




نوع مطلب : سیمین بهبهانی، 
برچسب ها : اشعار بانو سیمین بهبهانی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 بهمن 1390
هوایِ وصل و غمِ هجر و شورِ مینا مُرد
برو برو  که دگر هر چه بود در ما، مُرد
لبِ خموش مرا بین که نغمه ساز تو نیست
به نای من- چه کنم- نغمه‌یِ های گویا مُرد
به چشم تیره‌یِ من راز عاشقی گم شد
میان لاله‌یِ او شمعِ شام فرسا مُرد
به دامن تو نگیرد شرار ما، ای دوست
درون سینه‌یِ ما آتش تمنّا مُرد
ستاره‌یِ سحری بود عشق بی ثمرم
میانِ جمع درخشید، لیک تنها مُرد
ندید جلوه‌یِ او چشم آشنایی را
گلی دمید به صحرا و هم به صحرا مُرد
دریغ و درد مگر داستان عشقم بود
شکوفه یی که شبانگه شکفت و فردا مُرد؟
ز دیده‌یِ کس و نکس نهان نماند، دریغ
چو آفتاب به گاهِ غروب، رسوا مُرد



نوع مطلب : سیمین بهبهانی، 
برچسب ها : مجموعه چلچراغ، با خود بودن ها 1، اشعار سیمین بهبهانی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 بهمن 1390

ای آن که گاه گاه ز من یاد می کنی
پیوسته شاد زی که دلی شاد می کنی
گفتی: برو و لیک نگفتی کجا رود
این مرغ پر شکسته که آزاد می کنی
پنهان مساز راز غم خویش در سکوت
باری، در آن نگاه، چو فریاد می کنی
ای سیل اشک من! ز چه بنیاد می کنی؟
ای درد عشق او از چه بیداد می کنی؟
نازک تر از خیال منی، ای نگاه! لیک
با سینه کار دشنه‌یِ پولاد می کنی
نقشت ز لوح خاطر سیمین نمی رود
ای آن که گاه گاه ز من یاد می کنی





نوع مطلب : سیمین بهبهانی، 
برچسب ها : مجموعه مرمر، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار سیمین بهبهانی،
دوشنبه 3 بهمن 1390

شب چون هوای بوسه و آغوش می کنی

دزدانه جام یاد مرا نوش می کنی

عریان ز راه می رسم و پیکر مرا

پنهان به بوسه های گنه جوش می کنی

شرمنده پیش سایه یِ پروانه می شوم

زان شمع شب فروز که خاموش می کنی

ای مستِ بوسه یِ دو لبم، در کنار من

بهتر ز بوسه هست و فراموش می کنی

مَشکن مرا چو جام که بی من شب فراق

چون کوزه دست خویش در آغوش می کنی

سیمین تو ساقی سخنی وز شراب شعر

یک جرعه در پیاله هر گوش می کنی





نوع مطلب : سیمین بهبهانی، 
برچسب ها : مجموعه مرمر، در كوچه باغ شعر پارسی،
لینک های مرتبط : اشعار سیمین بهبهانی، آرشیو کامل اشعار،
دوشنبه 31 تیر 1392




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به كوچه باغ شعر پارسی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای در كوچه باغ شعر پارسی محفوظ است